
گلی گم کردهام میجویم او را
به هر گل میرسم میبویم او را
گل من نی بود این و نه آنست
گل من مهدی صاحب زمان است
دلم اندر هوایش میزند پر
شرر افکنده بر جانم چو آذر
خوش آن روزی که با شم یاور او
بمانند گدایان بر در او
خوش آن روزی که من پروانه باشم
فدای آن گل یکدانه باشم
خوش آن روزی که من بر عهد دیرین
نثار او کنم این جان شیرین
الا ای گل کجایی جان فدایت
چه باشد گر که گردم خاک پایت
ز درد انتظارت جان به لب شد
تن فرسودهام در تاب و تب شد
بسی رفتند و مردند از فراقت
ندیدند در جهان آن روی ماهت
"نبوی گرگانی"
نوشته شده توسط منتظر در شنبه 8 فروردین1388 ساعت 10:37 بعد از ظهر موضوع اشعارانتظار | لینک ثابت
آیه و حدیث روز
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
بحث رجعت
میلاد امام زمان(عج)
اشعارانتظار
کتاب های انتظار
سوالات و جوابهای انتظار(سوالات،شبهات،...)
نماز امام زمان(عج)
حضرت مهدى(عج) در قرآن
مسجدجمکران
سینما و مهدویت
مهدویت از دیدگاه ...
علائم ونشانه های ظهور
جملات زیبای انتظار
مناسبت ها
حکومت مهدوی
گپ و گفتی با شیطان
شفاعت
درسهایی ازصحیفه سجادیه(ایت الله امجد)
درس های اخلاق ایت الله امجد
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY