تبليغاتX
دوران انتظار
دوای همه دردها

 

http://download.macromedia.com/pub/shockwave/cabs/flash/swflash.cab#version=6,0,40,0" border="0" width="160" height="160">
   http://boxstr.com/files/3986112_v7wxl/New%20180.swf">
  
   http://www.macromedia.com/go/getflashplayer" type="application/x-shockwave-flash" name="obj1" width="160" height="160">

 

 

دوای همه دردها

انتظار

«... أنّ الارض‌ یرثها عبادی‌ الصالحون‌؛ این‌ زمین‌ را، بندگان‌ صالح‌، به‌ میراث‌ می‌برند.» (انبیاء/105)

احساس‌ انتظار، مثل‌ احساس‌ تشنگی‌ است‌:

احساس‌ تشنگی‌، آدم‌ را، به‌ آب‌ می‌رساند، و احساس‌ انتظار، انسان صاحب‌ نظر آگاه دین‌ باور حقیقت‌ جوی‌ را، به‌ حجت‌ بالغه‌ الهی‌!...

اسلام‌، بزرگ‌ترین‌ اصل‌ اجتماعی‌ و پاك‌ترین‌ نهاد سیاسی‌ دین‌ را، اعتقاد و التزام‌ به‌ رهبری‌ «معصوم‌» می‌داند.

رهبر جامعه‌ انسان‌، هیچ‌ كس‌ نمی‌تواند بود، مگر «پیامبر» یا «امام‌» كه‌ به‌ طور مستقیم‌ از سوی‌ خدا و یا به‌ امر حق‌ و به‌ دست‌ پیامبر، تعیین‌ شده‌ باشد.

حقیقت‌ دین‌، جز این‌ نیست‌ و بلوغ‌ انسانیت‌، جز از این‌ راه‌، مقدور نمی‌تواند شد.

شیعه‌، نیز ـ با التزام‌ و پایداری‌ بر این‌ اصل‌ خدایی‌ ـ در هیچ‌ لحظه‌ای‌ از تاریخ‌، هیچ‌ «ظالم‌» و «روند ظالمانه‌ای‌» را تأیید و تصدیق‌ نكرده‌، و بر سر این‌ كار، «جان‌» خویش‌ را ـ در همواره همه‌ جا ـ بلا گردان‌ «ایمان‌» خویش‌ ساخته‌ است‌!...

در آن‌ حدیث‌ مشهور، هم‌، كه‌ سخن‌ از قیام‌ حجت‌‌، به‌ میان‌ می‌آید، تاكید، بر سر «ستم‌ ستیزی‌» است‌:

«یملاالله به‌ الارض‌ قسطاً و عدلاً، كما ملئت‌ ظلماً و جوراً. خداوند، این‌ زمین‌ را ـ به‌ دست‌ او ـ از عدل‌ و داد، سرشار می‌سازد، همانطور كه‌ از ظلم‌ و جور سرریز شده‌ باشد!...»

تو گویی‌ كه‌ آنچه‌ دیو آتشخوارة‌ «ظلم‌»، بر سر آدمیان‌ خاك‌ می‌آورد، با هیچ‌ داغ‌ و زخم‌ دیگری‌، برابری‌ نتواند كرد، اصلاً، همة‌ دردهای‌ بشر كجا، و این‌ آتش‌ جانسوز خانمان‌ بر باد ده‌، كجا؟!

و دوای‌ این‌ همه‌ درد: «عدالت‌»!

از نگاه‌ «شیعه‌»، عدالت‌، اصل‌ دین‌ است‌:

نخستین‌ پیشوای‌ او، در محراب‌، به‌ گناه‌ عدالت‌، به‌ قتل‌ می‌رسد!!

و آخرین‌ پیشوایش‌، برای‌ این‌ كه‌ به‌ داد عدالت‌ برسد قیام‌ می‌كند؛

و آخرین‌ حلقه‌، از مجموعة‌ حلقات‌ مبارزات حق‌ و باطل‌ را ـ كه‌ از آغاز جهان‌، بر پای‌ بوده‌ است‌ ـ به‌ سامان‌ می‌برد.

همة‌ حرف «انتظار»، همین‌ است‌:

سفری‌ دور و دراز، برای‌ رسیدن‌.

با چشمان‌ «آینده‌»، تكلیف‌ «حال‌» را، روشن‌ كردن‌.

در آستانة‌ سقوط‌ و ابتذال‌،، دست‌ انسان‌ را گرفتن‌، و او را، تا درگاه‌ نگاه‌ خدا، بالا كشیدن‌ و بر تحقّق‌ آرمان‌ والای‌ همة‌ انبیا و اولیا و مردان‌ رزم‌ آور راه‌ حق‌، نظر داشتن‌!.

ودرآخرین‌ رزم‌ ـ پیروزمندانه‌ ـ حیثّیت‌ عادلانة‌ خاك‌ را از نگاه‌بلند «بقیة‌الله» به ‌نظاره ‌برخاستن‌...و این‌، حرف كمی‌ نیست‌!.


نویسنده: ابوالقاسم حسینخانی،

 

 

 


 

نوشته شده توسط منتظر در سه شنبه 7 آبان1387 ساعت 11:24 قبل از ظهر موضوع جملات زیبای انتظار | لینک ثابت


جمعه های انتظار

 جمعه های انتظار

ظهور

همواره انتظار مي كشم روز موعودي را كه با خورشيد خواهي آمد و نام تو را تمام درختان، گاه بهار زمزمه خواهند كرد. و تو اي آفتابي ترين! در اين تكرار تاريكي ببار و از روشني، از خوبي، از دانايي ، از عشق، از ايمان و از اميد برايمان بگو.
اكنون كه زبان از لب مي ترسد و شب از روز، اشك در چشم‌ها يخ بسته و دست‌ها  ملتمسانه تو را مي جويند و عدالت تو را طلب مي كنند، اكنون كه شامگاهان آغشته است به كلاغاني شب رنگ، به دنبال چشمان خورشيدي‌ات، ما دست به دعا برمي داريم و نرگس‌ها آمدنت را از نسيم مي جويند.
حضرت موعود! آيا كوير تشنة جانمان را به ضيافت پاك و روشن باران لطفت دعوت نمي كني؟!
اي هميشه جاويدان! بيا كه در اين بن بست هر كوچه اي، ديدة تري از پس دريچه اي تاريك، انتظار تو را مي‌كشد.
غروب‌هاي دلگير جمعه‌هاي انتظار، صداي حزن‌انگيز دعاي  سمات را در بغض سرخ آسمان مي‌پراكند و اين لحظات ملكوتي مرا بيشتر و بيشتر مشتاق ديدار تو مي‌نمايد.
اي مايه تسلي، اي دوست! اكنون كه گاهوارة زمين، سنگين و خوفناك، با لاي لاي ظلمت، با لاي لاي غم، زين سو به سوي ديگر مي‌رود، طنين گام‌هاي روشن و وعده دادة توست كه پروانه هاي غمگين را دوباره آزادي و اشتياق پريدن مي‌بخشد و نخل‌هاي پريشان را نام تو، چون آفتاب، آغاز آشنايي با زندگي‌ست.
بيا و سينة دردمند زمين را از درد و رنج آزاد گردان و عدل وعده داده شده را برايمان در هاله‌اي از نوري جاودان به ارمغان بياور كه ديدگان اشكبارمان را با تمام جمعه‌هايي كه آمدند و تو نيامدي دخيل بسته ايم.
دلمان گرفت از اين همه ستم، از اين همه غم.
انتظار كي به سر مي‌آيد اي امام قائم و اي وجود دائم!
*   *   *                
هر جمعه دست به دعا برمي‌داريم و دردمندانه و ازعمق جان از پروردگار جهان مي‌خواهيم آمدنت را اي آفتاب تابندة مهربان!
مي دانم روزي خواهد آمد. در يكي از همين جمعه هاي دور يا نزديك خواهي آمد با اسب سرخ در برابر خورشيد و از مقابل من.
بي‌صبرانه انتظار مي‌كشم آمدنت را.


 

نوشته شده توسط منتظر در پنجشنبه 17 مرداد1387 ساعت 10:33 قبل از ظهر موضوع جملات زیبای انتظار | لینک ثابت


" شکوه انتظار "

" شکوه انتظار "

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی           دل بی تو بجان آمد وقت است که بازآیی

کدام راه را بنگریم که نشانی از او نباشد و به کدام سو نظرکنیم که او را در آنجا نیابیم ؟

بقیه در ادامه مطلب.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط منتظر در یکشنبه 5 خرداد1387 ساعت 9:34 قبل از ظهر موضوع جملات زیبای انتظار | لینک ثابت


آدینه كه می شود

                                         آدینه كه می شود

                                                   


بارالها! چگونه باور كنم نبودنش را وقتی كه محبت دستی نوازشگر در تار و پود وجودم ریشه می دواند چگونه باور كنم سكوت دریای چشمهایم را وقتی كه قایق مهربانیش بی ناخدا در اوج آسمانها به پیش می رود.

آدینه كه می شود قاصدكهای دلم را روانه آستان دوست می كنم تا پیام آور حضور صدفی باشد كه یازده مرواید سبز را با خود به همراه دارد. وقتی كسی نیست كه درد آشنایم باشد فرشته ای پیدا می شود تا در خلوت شبهای تار تسلی بخش خاطرم باشد. هنوز ستاره ای بی نورم كه در انتظار شعاعی از خورشید لحظه شماری می كنم. كویری در انتظار آبم و حتی دریای اشكهایم كویرتف زده وجودم را سیراب نمی كند. از ستارگان آسمان سراغ می گیرم و چون پرنده ای عاشق گمگشته ام را درمیان فرشتگان آسمان می جویم.

با من بگو چگونه از رویش یاس ها بگویم ، وقتی كه نرگسی های چشمم در انتظار آمدنت سوسو می زنند. هر شب با یاد تو به خواب می روم و صبح در انتظار ... می دانم كه می آیی و غبار غم و اندوه هزاران ساله را از قلبهای خسته مان می زدایی و اشكهای زلالمان را از گونه هایمان برمی چینی. می آیی و ضریح گمشده یاسی كبود را نشانمان میدهی و مسیح مریم را با خویش همراه می سازی . می آیی و صندوقچه موسی را برایمان می گشایی و آنگاه در كنار كعبه عشاق سر بر آستان بندگی خدایی می سایی كه آمدنت را به منتظران و مستضعفان جهان وعده داده بود. می آیی و در فراسوی نگاه منتظرمان، قلبهای كوچك و امیدوارمان را به هم پیوند میدهی و آن روز، روز شادی چشمهای منتظری است كه عاشقانه می گریند و به سویت بال و پر می گشایند.


 

نوشته شده توسط منتظر در پنجشنبه 22 آذر1386 ساعت 9:11 بعد از ظهر موضوع جملات زیبای انتظار | لینک ثابت


نجوا با امام ...

                                         نجوا با امام ...

                                   

اگر روزی او را ببینم ....

به او می گویم چه زیبا مولا علی علیه السلام  فرمود: " الانتظار الشدالموت" انتظار شدیدتر از مرگ است.

ای عدل منتظر و ای حاضر ناظر، چشم ها به تو دوخته شده و منتظران حقیقت، همچو شمعی تا صبح ظهور درغم هجرانت می سوزند. چه سخت و گران است بر من اینكه ببینم همه خلق را و ترابینم:" عزیز علی ان اری الخلق و لاتری".

بقیه در ادامه مطلب.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط منتظر در چهارشنبه 21 آذر1386 ساعت 8:41 قبل از ظهر موضوع جملات زیبای انتظار | لینک ثابت


شكوائيه فراق

شكوائيه فراق

                                    

سياه روتر از آنم كه جرات كنم به سپيدارها نزديك شوم، بي مايه تر از آنم كه داراييم كفاف خريدن يك شاخه لبخند را براي لبانت بدهد.

بقیه در ادامه مطالب.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط منتظر در یکشنبه 18 آذر1386 ساعت 9:3 بعد از ظهر موضوع جملات زیبای انتظار | لینک ثابت


عریضه‏ها را چاه كجا مى‏برد؟

عریضه‏ها را چاه كجا مى‏برد؟

                   مهدی
                                                                                             بقیه در ادامه مطالب


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط منتظر در شنبه 10 آذر1386 ساعت 8:20 بعد از ظهر موضوع جملات زیبای انتظار | لینک ثابت


جملات انتظار

بینش مهدوی

                                          

مهدویت، یعنی منت والای خداوند هستی بر مستضعفان زمین.

مهدویت، یعنی جلوه ی تام و تمام رحمت، نعمت و حکمت ربانی بر ابنای  آدم.

بقیه درادامه مطالب.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط منتظر در شنبه 10 آذر1386 ساعت 1:22 بعد از ظهر موضوع جملات زیبای انتظار | لینک ثابت