تبليغاتX
دوران انتظار
نشانه هاي ظهور آخرین مصلح

نشانه هاي ظهور آخرین مصلح

 

نشانه هاي ظهور آخرین مصلح

 
نويسنده:ابراهيم شفيعي سروستاني

ظهور مصلح آخرين، حضرت بقية الله الاعظم، ارواحناله الفداء، با حوادث طبيعي، رويدادهاي اجتماعي و تحولات سياسي بسياري همراه است که همه، نشان از آماده شدن جهان براي ورود به عصري جديد و آغاز دوراني سرنوشت ساز از حيات کره خاک دارند.
از مجموع اين حوادث، رويدادها و تحولات که پيش از ظهور و يا همزمان با آن واقع مي شوند تعبير به نشانه ها و يا علايم ظهور مي شود.
البته اين نکته را بايد توجه داشت که همه اين نشانه ها در يک زمان واقع نشده و از نظردوري ويا نزديکي به وقت ظهور با يکديگر تفاوت دارند.
از زمان پيامبر اکرم، صلي الله عليه و آله، که بشارت به ظهور مردي از آل محمد، عليهم السلام، در آخرالزمان داده شد، بيان نشانه هاي ظهور او نيز آغاز شد. امام علي، عليه السلام، بارها در خطبه ها و سخنان خود اصحاب را نسبت به رويدادهاي عصر ظهور آگاهي مي دادند و آن ها را متوجه اين رويداد عظيم مي ساختند. امامان بعدي نيز هر يک به نوبه خود مردم را نسبت به نشانه هاي ظهور هشدار مي دادند.
اکنون ما مواجه با مجموعه اي قابل توجه از روايات و کلمات معصومين، عليهم السلام، هستيم که در هر يک از آنها به گوشه اي از رويداد عظيم ظهور مصلح آخرالزمان اشاره شده و اگر ما آنها را در کنار هم قرار دهيم، مي توانيم به تصويري نسبتا واضح از وضعيت اجتماعي، سياسي، نظامي و حتي طبيعي و جغرافيايي جهان در آستانه ظهور دست يابيم.
بدون شک مطالعه در روايات مربوط به نشانه هاي ظهور در عصر ما - که بيش از هر عصر ديگر التهاب جهاني براي ظهور احساس مي شود - از ضرورتهاي بي چون و چراست و بر شيعيان آل محمد،عليهم السلام، واجب است که با دقت تمام همه نشانه هاي ظهور را مورد توجه قرار دهند، و با تطبيق آنها با وضعيت کنوني جهان، رسالت خويش را بهتر بشناسند.

دسته بندي نشانه هاي ظهور

در کتب و منابع از حوادث و رويدادهاي مختلفي به عنوان نشانه هاي ظهور ياد شده است تا جايي که برخي از صاحبنظران شمار اين حوادث و رويدادها را تا بيش از شصت مورد رسانده اند. (1) با بررسي اين نشانه ها به نظر مي رسد که آن ها به دو اعتبار قابل دسته بندي هستند: (2).
1 - به اعتبار نوع حادثه و رويداد
2 - به اعتبار زمان وقوع حادثه و رويداد
در ديدگاه نخست ملاک دسته بندي اين است که آيا آن حادثه و رويدادي که در روايت ذکر شده از جمله رويدادها و حوادث اجتماعي است يا در زمره وقايع و رخدادهاي طبيعي؟
اما در ديدگاه دوم آن چه ملاک دسته بندي قرار گرفته اين است که آيا حادثه و رويدادي که از آن به عنوان نشانه ظهور ياد شده در فاصله اي نزديک به عصر ظهور امام عصر، عليه السلام، رخ مي دهد، يا در فاصله اي دور از عصر ظهور؟
با تلفيق اين دو دسته بندي مي توان نشانه هاي ظهور را به چهاردسته کلي تقسيم کرد:
بقیه در ادامه مطلب.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط منتظر در سه شنبه 1 اردیبهشت1388 ساعت 12:38 بعد از ظهر موضوع علائم ونشانه های ظهور | لینک ثابت


كعبه؛ ميعادگاه ظهور

 

كعبه؛ ميعادگاه ظهور

مسیحا

بنابر روایات، ظهور حضرت مهدی(ع) در مکه و در کنار کعبه رخ خواهد داد. امام صادق(ع) در اين رابطه به مفضل‌بن عمر، فرمودند: «ايشان به تنهايي ظهور مي‌كنند و به تنهايي به سوي كعبه رفته، وارد آن مي‌شوند و به تنهايي شب را سپري مي‌كنند. پاسي از شب كه گذشت و چشم‌ها را خواب در ربود، جبرئيل، ميكائيل و ديگر ملائكه در حالي كه به صف ايستاده‌اند، بر ايشان نازل مي‌شوند.



كعبه اوّلين خانه‌اي است كه براي مردم و به دستان حضرت آدم(ع) ساخته شد.1 سال‌ها پس از آن، حضرت ابراهيم(ع) به همراهي فرزندش اسماعيل آن را تجديد بنا نمود. سكونت حضرت اسماعيل و هاجر در منطقة حوالي كعبه و زمزم باعث شد كه آرام آرام قبايل عرب به اين منطقه روي آورند تا جايي كه در آستانة ولادت پيامبر اعظم(ص) كعبه از چنان جايگاهي برخوردار شده بود كه ابرهه سپاهي با عظمت را براي انهدام و تخريب اين بنا از يمن روانة مكّه نمود و با انتقام قاطع الهي روبه‌رو شد. پيامبر خدا(ص) در کعبه به دنيا آمد و جانشين بر حقّ ايشان در خانة كعبه. پس از گذشت 13 سال از آغاز بعثت در كنار خانة خدا، هر دو به مدينه مهاجرت نمودند و حدود يك دهة بعد در نهايت اقتدار و با سپاهي آكنده از ايمان و قدرت، مؤمنانه به مكّه بازگشتند.

در طول قرن‌ها اين مسجد چند مرتبه تخريب و بازسازي شده و در مقاطع مختلف تاريخي نيز بر وسعت مسجدالحرام كه كعبه را در بر گرفته افزوده شده است. اين مسجد و خانة خدا نسبت‌هاي ويژه‌اي با خاندان پيامبر(ص) و خصوصاً حضرت مهدي(ع) دارد كه در اين مطلب به اختصار به برخي از ابعاد اين موضوع، در رابطه با امام عصر(ع) مي‌پردازيم.
 
بقیه در ادامه مطلب.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط منتظر در پنجشنبه 30 آبان1387 ساعت 3:13 بعد از ظهر موضوع علائم ونشانه های ظهور | لینک ثابت


تحرکات داييان سفياني در آخرالزمان

 

                           تحرکات داييان سفياني در آخرالزمان

حضرت ولی عصر

 

در باب حوادث آخرالزمان، در بين احاديث به احاديثي برمي خوريم که در آنها از قبيله‌اي به نام «بني‌کلب» صحبت شده و وقايع مهمي به اين قبيله نسبت داده شده است. قبيلة بني‌کلب که در روايات از اعضاي آن به عنوان «داييان سفياني» نيز سخن به ميان آمده است، نقش مهمي در وقايع آخرالزمان و زمان نزديک به ظهور بازي مي‌کنند.


شناخت تحولات منطقه و جهان و بررسي آنها از ديدگاه روايات اسلامي، از اهميت بسياري برخوردار است. اين مهم از يک سو ما را گوش به زنگ کرده و متوجه مسئوليتي که در جهت زمينه سازي براي ظهور آقا امام زمان(ع) داريم مي‌نمايد و از سوي ديگر در مقابله با پيشامدهاي سخت آخرالزمان و ايام نزديک ظهور آن حضرت ياري مي‌کند.


  • تحرکات داييان سفياني در آخرالزمان
در باب حوادث آخرالزمان، در بين احاديث به احاديثي برمي خوريم که در آنها از قبيله‌اي به نام «بني‌کلب» صحبت شده و وقايع مهمي به اين قبيله نسبت داده شده است. قبيلة بني‌کلب که در روايات از اعضاي آن به عنوان «داييان سفياني» نيز سخن به ميان آمده است، نقش مهمي در وقايع آخرالزمان و زمان نزديک به ظهور بازي مي‌کنند.

مطابق روايات، بني‌کلب گروهي از اشرار آخرالزمان هستند که سفياني (يکي از دشمنان بزرگ حضرت مهدي(ع)) را در نبرد با حضرت قائم(ع) ياري مي‌نمايد.1 روايات بسياري هستند که خبر از بيعت و همکاري تعداد زيادي از افراد قبيلة «بني‌کلب» با سفياني ملعون مي‌دهند. در زير به چند نمونه از اين روايات و احاديث اشاره مي‌گردد:

پيامبراکرم(ص) فرمودند: سفياني با 360 سوار شورش مي‏کند تا اينکه به دمشق مي‏رسد و در ماه رمضان هم 30000 نفر از قبيله بني‏کَلب با او بيعت مي‏کنند.2

اميرمؤمنان(ع) ضمن روايتي طولاني نقل شده است: «و آن را نشانه‌ها و علامت‌هايي است و خروج سفياني با درفش سرخ همراه است و فرمانده آن مردي از قبيله بني‌کلب است.3

اصبغ بن نباته از حضرت علي(ع) روايت مي‏کند که فرمودند: ... و شورش سفياني، پرچمي قرمز رنگ، فرمانده‏اش مردي از قبيلة کلب است و دوازده هزار نفر از سپاهيانش رو به مکه و مدينه مي‏کنند که فرمانده آنها مردي از بني‏اميه است که به او «خزيمه» مي‏گويند: چشم چپش نابيناست و سفيدي ضخيمي روي مردمک چشمش را پوشانده است. خود را شبيه مردان مي‏کند، پرچم خويش را برنمي‏گرداند تا اينکه در مدينه در خانة شخصي به نام ابوالحسن اموي منزل کند. وي گرداني را به دنبال مردي از خاندان پيامبر(ص) که شيعيان به دور او جمع شده‏اند مي‏فرستد؛ سپاهيان به فرماندهي مردي غطفاني رو به مکه مي‏کنند. در ميانة راه به بيابان سفيدي که مي‏رسند، در کام زمين فرو مي‏روند و جز دو نفر که بناست نشانه [و عبرتي] براي ديگران باشند، کسي باقي نمي‏ماند که خداوند صورت آن دو را به پشت برگردانده است.»4

همانگونه که ملاحظه شد، تعداد زيادي از روايات مربوط به آخرالزمان، به بني‌کلب اشاره و نقش مخرّب آنان را در آخرالزمان بيان نموده‌اند.
 
  • بني‌کلب کيستند؟
بني‌کلب قبيله‌اي بودند که در عصر معاويه نصراني بوده و بعدها ظاهراً به يکي از فرق اسلامي گرويدند. معاويه با زني از اين قبيله وصلت کرد که حاصل اين ازدواج، تولد يزيد ـ عليه اللعنـ[ ـ بود. اين طايفه، قرن‌ها بعد از ازدواج معاويه با مادر يزيد، به فرقة «دروزي» گرويدند.5 گرچه اين فرقه ادعا مي‌کند که يکي از فرق اسلامي است، امّا عقايدي کاملاً انحرافي دارد. افراد اين فرقه، پيرو شخصي به نام «درزي» هستند و عنوان طريقت خود را موحّدون ناميده‌اند که اساس عقيدةشان بر حلول و تناسخ روح است. (مسئله اي که از نظر اسلام کاملاً مطرود است.)6

اين طايفه مدت زماني پيرو خلفاي فاطمي مصر بودند تا اينکه در ايام خليفة ششم فاطمي به دعوت «نشتگين دروزي» به باطنيه ملحق شدند. «دروزيه» در اعتقاد خود به «الحاکم بامر الله» (که به عقيدة ديگران کشته شده است)، متوقف گشته و مي‌گويند که وي غيبت کرده و به آسمان بالا رفته و دوباره به ميان مردم باز خواهد گشت.7

عمدة طوايف دروزي که اکثراً منتسب به قبيلة بني‌کلب هستند، در منطقة رمله (بيابان شرقي فلسطين)، بيابان غربي اردن، جنوب غربي سوريه و بخش‌هايي از لبنان سکنا گزيده‌اند.8 البته تعداد زيادي از دروزي‌ها نيز به کشورهاي اروپايي، آمريکا و استراليا مهاجرت کرده‌اند. به طور کلي تخمين زده مي‌شود که حدود يک ميليون دروزي در سراسر جهان زندگي مي‌کنند؛9 امّا هستة اصلي اين طايفه در مناطق مرزي مابين چهار کشور اردن، سوريه، لبنان و فلسطين اشغالي مي‌باشد. لازم به ذکر است که تعداد دروزي‌هاي کشورهاي سوريه و لبنان بيش از بقية مناطق است.
با توجه به اين مطلب، به طور خلاصه مي‌توان گفت که افرادي که امروزه با نام دروزي‌ها شناخته مي‌شوند، همان کساني هستند که در روايات از آنها با عنوان بني‌کلب ياد شده است.

بنابراين رواياتي که دربارة تحرکات بني‌کلب يا داييان سفياني در آخرالزمان بيان شده است، مربوط به احوال قوم دروز مي‌باشد. نکتة ديگر اينکه علت انتساب عبارت داييان سفياني به بني‌کلب، اين است که سفياني ملعون از نسل يزيد بن معاويه مي‌باشد، به صورت تلويحي بني‌کلب يا دروزي‌هاي کنوني، داييان سفياني هستند؛ زيرا جدة سفياني از قبيلة بني‌کلب مي‌باشد.10

چنان‌که گفته شد، در روايات خباثت‌هاي فراواني به قبيلة بني‌کلب در آخرالزمان نسبت داده شده است. عجيب اينکه دروزي‌هاي امروزي نيز حرکت‌هاي شيطنت‌آميز و خباثت‌آلودي در عرصة تحولات منطقه انجام مي‌دهند. گرچه تعدادي از آنان اهل شرّ نيستند و با بقية مسلمانان در صلح و صفا زندگي مي‌کنند، امّا تعداد زيادي از آنان دشمني آشکاري با بقية مسلمانان ـ به خصوص شيعيان ـ دارند. جالب اينکه روايات نيز به همراهي تعداد کثيري از آنان با سفياني اشاره مي‌نمايند، ولي هرگز از اينکه تمامي اعضاي طوايف بني‌کلب، سفياني را همراهي مي‌کنند، سخني به ميان نمي‌آورند. اين مسئله، خود تأييد ديگري بر انطباق دروز بر طوايف بني‌کلب است؛ زيرا امروزه نيز اکثر دروزي‌ها با مسلمانان و شيعيان، دشمني آشکاري دارند. ولي تعداد اندکي از آنان نيز با بقية مسلمانان و شيعيان زندگي مسالمت‌آميزي را سپري مي‌کنند؛ همانگونه که در روايت زير نيز، ملاحظه مي‌گردد، اکثر افراد طايفة بني‌کلب ـ نه همة آنها ـ سفياني را همراهي مي‌نمايند: پيامبر اکرم(ص) در اين رابطه فرمودند:

«سفياني با 360 سوار شورش مي‌کند تا اينکه به دمشق مي‌رسد. در ماه رمضان هم سي‌هزار نفر از قبيلة بني‌کلب با او بيعت مي‌کنند.»11

بنابراين همانگونه که ذکر شد، به جز تعداد اندکي از دروزي‌ها، بقية آنها در شرارت‌هاي آخرالزمان، نقش کليدي دارند.عجيب اينکه در حال حاضر نيز ردپاي دروزي‌ها در بسياري از فتنه‌هاي منطقة خاورميانه ملاحظه مي‌گردد. گرچه در حال حاضر سفياني خروج نکرده است، و بالطبع بزرگ‌ترين فتنة بني‌کلب (دروزي‌ها) به وقوع نپيوسته است، امّا به نظر مي‌رسد تحرکات سياسي و نظامي دروزي‌ها در حال حاضر، به سمتي پيش مي‌رود که در صورت خروج سفياني و آغاز حرکت ضدّ شيعي توسط او، همراهي و بيعت دروزي‌ها با او دور از انتظار نيست. نکتة عجيب تر اينکه محل زندگي دروزي‌ها، بسيار نزديک به محلّ خروج سفياني (وادي يابس يا شام) است که اين مسئله نيز انطباق بني‌کلب بر دروزي‌ها و احتمال بروز فتنه از سوي آنها را دوچندان مي‌نمايد.

حال با توجه به مطالبي که ذکر شد، به بررسي تحرکات سياسي ـ نظامي دروزي‌ها بني‌کلب در حال حاضر مي‌پردازيم:

  • دروزي‌ها در سوريه
در حال حاضر دروزي‌ها در سوريه جمعيتي معادل هشتصدهزار نفر دارند و نقش مهمي در معادلات سياسي و نظامي آن کشور بازي مي‌کنند. به نحوي که در زمان کنوني تعداد زيادي از افسرهاي دروزي در ارتش بعثي سوريه، خدمت مي‌کنند. بيشتر ساکنان دروزي سوريه در منطقة «جبل الدروز» و در بخش جنوب غربي سوريه زندگي مي‌کنند.12

  • دروزي‌ها در اردن
در کشور اردن بيست‌هزار دروزي زندگي مي‌کنند که اين افراد عمدتاً در منطقة «حوران» و در بخش شمال غربي اردن «هم مرز با سوريه، لبنان و فلسطين اشغالي» ساکنند.13 در حال حاضر اين طايفه در اردن از وزنة مهم سياسي و نظامي برخوردار نيستند؛ امّا به احتمال زياد در وقايع و فتنه‌هاي آخرالزمان نقش مهمي بازي خواهند کرد؛ زيرا «وادي يابس؛ درة خشک» ذکر شده در روايات، همان وادي «حوران» است14 و در اصل کلمة «حوران» نيز به معني سرزمين خشک مي‌باشد.15

  • دروزي‌ها در لبنان
دروزي‌هاي لبنان، نقش بسيار مهمي در موازنة سياسي و نظامي داخلي اين کشور دارند و متأسفانه ردّپاي آنان در بسياري از جنايات و فتنه‌هاي اين کشور، ديده مي‌شود. دو طايفة عمده در لبنان رهبري دروزي‌ها را بر عهده دارند که عبارتند از:
1. طايفة جنبلاط
2. طايفة ارسلان

جمعيت دروزي‌هاي لبنان، بالغ بر سيصدهزار نفر است و عمدة اين طوايف در منطقة «شوف» واقع در «جبل لبنان» زندگي مي‌کنند.16 اين منطقه در مجاورت مرز سوريه واقع شده است.

در حال حاضر، رهبري اصلي دروزي‌ها بر عهدة «وليد جنبلاط» مي‌باشد. وي که اصالتاً از نژاد کرد مي‌باشد، رهبري اعراب دروزي لبنان را بر عهده گرفته است17 و از دشمنان سزسخت شيعيان لبنان، جنبش‌هاي شيعي امل و حزب الله و شخص سيد حسن نصرالله مي‌باشد. وي از نظر شخصيتي دچار تزلزل جدي و بيمارگونه است و حتي اخيراً ـ 2007 م. ـ سخنان توهين‌آميزي را نسبت به رهبر معظم انقلاب اسلامي ايران و نيز شخص سيد حسن نصرالله بيان کرده است.18 دربارة تزلزل شخصيت وي همين بس که مشهور است که او فقط به دليل اينکه تصوير نبيه بري (رئيس جنبش شيعي امل)، چند ثانيه بيشتر از وي بر روي صفحة تلويزيوني لبنان قرار گرفت، جنگي به راه‌انداخت که در طيّ آن، ده‌ها نفر زخمي و کشته شدند. نيروهاي اسلحه به دست تحت امر وي جنايات بيشماري را در طول جنگ‌هاي داخلي لبنان، عليه شيعيان و مسيحيان ماروني انجام دادند. نکتة ديگر اينکه وي يکي از متهمان اصلي پرونده‌هاي اقتصادي در لبنان است که در طيّ آن با سوء استفاده از کمک‌هاي مالي خارجي به لبنان، ميلياردها دلار به جيب زده است. همسر او پيش‌تر، يکي از نمايشگرهاي ملکة زيبايي در لبنان به شمار مي‌رفت و اکنون همسر جنبلاط، مسئوليت مراسم جشنوارة فاسد رقص و موسيقي را در منطقة دروزي نشين بيروت در «بيت الدين» بر عهده دارد.19 جنبلاط در طيّ سال‌هاي اخير، يکي از متحدان و حاميان حزب حاکم فاسد لبنان و «جريان چهارده مارس» بوده و جهت گيري‌هاي او همواره عليه شيعيان لبنان بارز و جدي بوده است؛ به نحوي که در جريان جنگ 33 روزة لبنان و اسرائيل، و اعتصابات ملي سراسري بعد از جنگ که عليه حزب حاکم لبنان انجام شده بود، جنبلاط و دروزي‌هاي تحت امر او، برخلاف ارادة ملي اکثر لبناني‌ها ـ اعم از شيعه، سني و مسيحي ماروني ـ به مخالفت با حزب الله و حمايت از حزب حاکم پرداختند.20 وليد جنبلاط که رييس حزب سوسياليست ترقي‌خواه لبنان مي‌باشد، رابطة نزديکي با «فواد سينيوره» دارد. وي همچنين رابطة دوستانه اي با دولت اردن و اسرائيل برقرار کرده است.

در اسفند 1386 (مارس 2008 م.)، وليد جنبلاط نمايندة خود «رامي الريس» را به صورت شبه مخفيانه از طريق اردن ـ از کشورهاي عربي هم‌پيمان با اسرائيل ـ براي مذاکره با مقامات رژيم صهيونيستي راهي اسرائيل کرد. عجيب‌تر اينکه الريس مورد استقبال گرم «ايهود اولمرت» نخست وزير اسرائيل قرار گرفت؛ به نحوي که اولمرت ضيافت شامي را به افتخار او در رستوران «الي اولي» شهر «تل آويو» برگزار نمود.21

اين حرکت جنبلاط و دروزي‌هاي لبنان، چند نکته را اثبات مي‌نمايد:
1. با توجه به آشفتگي اوضاع داخلي لبنان و لزوم حفظ وحدت در اين کشور، حرکت فتنه انگيزانة جنبلاط و دروزي‌هاي طرفدار او، و اعزام نماينده اي از سوي آنان به اسرائيل، نشان دهندة تلاش آنان براي فتنه انگيزي بيشتر در جهت خدمت به اسرائيل و خيانت به لبنان است.
2. با توجه به بسته بودن مرزهاي لبنان و اسرائيل، فرستادن نمايندة جنبلاط از طريق مرز اردن به اسرائيل، نشان دهندة ارتباط حسنة جنبلاط و دروزي‌هاي لبنان با دولت سفاک و خائن اردن مي‌باشد.

3. استقبال اولمرت از نمايندة جنبلاط، آن‌هم در زماني که اکثر گروه‌هاي لبناني، اعم از شيعه، سني و مسيحي، حمايت خود را از حزب الله و خصومت خود را با اسرائيل اعلام نموده‌اند، نشان مي‌دهد که جنبلاط و دروزي‌هاي لبنان، از معدود گروه‌هايي هستند که روابط بسيار نزديکي با رژيم اشغالگر قدس دارند. اين مسئله خود مهم‌ترين سند بر شرارت جنبلاط و دروزي‌هاي تحت امر وي مي‌باشد.

در حال حاضر جنبلاط به فتنه انگيزي سياسي، قناعت نکرده؛ بلکه بارها تهديد نموده است که در صورت لزوم، به درگيري نظامي با حزب الله و ساير مخالفان دولت نامشروع لبنان، دست خواهد زد؛ تا آنجا که طيّ يک ادعاي احمقانه، جنبلاط مدعي شد که موشک‌هاي حزب الله را به چنگ خواهد آورد. همان موشک‌هايي که اسرائيل در طي 33 روز جنگ، نتوانست به دست بياورد.22

بدين ترتيب همانگونه که ملاحظه فرموديد، دروزي‌هاي لبنان به رهبري جنبلاط، نقش بسيار زيادي در اغتشاشات لبنان و منطقه دارند و يکي از جدي ترين موانع برقراري صلح داخلي در اين کشور مي‌باشند.

  • دروزي‌ها در اسرائيل
در حدود يکصد و بيست هزار دروزي در اسرائيل زندگي مي‌کنند23 که عمدة اين دروزي‌ها در منطقة رمله ـ بيابان شمال شرقي فلسطين اشغالي ـ ساکن هستند24 و نقش مهمي در معادلات سياسي و نظامي اين کشور بازي مي‌کنند.

گرچه در اکثر مناطق، دروزي‌ها به عنوان اعراب دروزي شناخته مي‌شوند، امّا دروزي‌هاي اسرائيل، خود را از اعراب مسلمان جدا کرده و خود را يک گروه مستقل معرفي مي‌نمايند.25 دروزي‌هاي اسرائيل، چه در صحنه‌هاي سياسي و چه در صحنه‌هاي نظامي اين کشور، نقش مهمي بازي مي‌کنند؛ به نحوي که در عرصة نظامي، دروزي‌ها تنها اعرابي هستند که مي‌توانند در ارتش اسرائيل خدمت کنند و حتي به مقام فرماندهي ارشد نيز برسند. نکتة عجيب اينکه حتي در جنگ‌هاي سال 1948 منطقة فلسطين اشغالي که به رانده شدن اعراب مسلمان فلسطيني از سرزمينشان منجر شد، دروزي‌ها هم‌پيمان اسرائيلي‌ها بودند و عليه اسرائيلي‌ها مي‌جنگيدند.26 در بين سال‌هاي 1948 تا 1956، خدمت اعراب دروزي در اسرائيل اختياري بوده است؛ امّا از آن زمان به بعد، خدمت دروزي‌ها در اسرائيل اجباري شده است.27 مقام و منصب سربازان و ارتشيان دروزي، مشابه با سربازان و ارتشيان يهودي اسرائيل است.28 اين مسئله نشان دهندة ارتباط بسيار قوي دروزي‌ها با دولت فاسد و اشغالگر اسرائيل مي‌باشد. خيانت دروزي‌هاي اسرائيل به مسلمانان ـ به خصوص شيعيان ـ تا حدي است که دروزي‌هاي اسرائيل، افتخار خود را به شهادت رساندن بيست رزمندة حزب الله در طيّ جنگ 33 روزة 2006 مي‌دانند و ادعا مي‌کنند که در اين جنگ، آنها هيچ کشته اي ندادند.29 اين مسئله حقد و کينة دروزي‌هاي اسرائيل را نسبت به شيعيان لبنان نشان مي‌دهد. نکتة ديگر اينکه درسال 1996 «عظام» يک تاجر دروزي اسرائيل به جرم جاسوسي در مصر دستگير شد و به هشت سال زندان محکوم گشت30 که اين مسئله شاهد ديگري بر ارتباط دروزي‌هاي اسرائيل با دولت فاسد اين کشور است. به پاس خوش‌خدمتي دروزي‌ها به دولت اسرائيل، اين دولت بناي يادبودي را در منطقة «دليات الکرمل» براي بزرگداشت 355 دروزي کشته شده در ارتش اسرائيل بنا کرده است که اين مسئله نشان مي‌دهد که اسرائيلي‌ها همواره از دروزي‌ها به عنوان يک متحد هميشگي خود ياد مي‌کنند.31

بدين ترتيب در دورة کنوني دروزي‌هاي ساکن در کشورهاي مختلف، به مناصب مهمّ سياسي و نظامي دست يافته‌اند و در اکثريت مواقع، از اين قدرت خود، در جهت فتنه انگيزي و خصومت با مسلمانان و به خصوص شيعيان بهره جسته‌اند. بنابراين گرچه در حال حاضر هنوز سفياني خروج نکرده است، امّا با توجه به جهت گيري‌هاي دروزي‌ها به نظر مي‌رسد که در صورت خروج سفياني ملعون، دروزي‌ها يکي از متحدان مهمّ سفياني خواهند بود؛ زيرا مانند سفياني، تشنه به خون شيعيان بوده و ارتباط نزديکي با اسرائيل دارند. نکتة قابل توجه اينکه مطابق روايات اسلامي، سفياني نيز از سوي يهود حمايت مي‌گردد.32

نکتة ديگر اينکه مطابق برخي از روايات، فرماندهي لشکر سفياني در بسياري از جنگ‌ها بر عهدة شخصي از بني‌کلب يا همان دروزي‌هاي امروزي مي‌باشد.33 عجيب اينکه در عصر کنوني، بسياري از دروزي‌ها در لبنان، سوريه، اردن، و بالاخص اسرائيل، مناصب مهمّ نظامي دارند و بسياري از آنها به مقام فرماندهي ارشد رسيده‌اند. بنابراين هيچ بعيد نيست که در صورت خروج سفياني از منطقة شام ـ نه صرفاً سوريه ـ ، اين فرماندهان دروزي بخواهند به لشکر سفياني پيوسته و او را در جنگ عليه شيعيان ياري نمايند.

به خصوص اين امکان وجود دارد که دولت اسرائيل (حکومت يهودي) که مطابق روايات يکي از هم‌پيمانان مهمّ سفياني است،34 بخواهد تعدادي از لشکرهاي ارتش خود را که از سربازان و فرماندهان دروزي تشکيل شده است، به کمک سفياني بفرستد؛ به ويژه اينکه دروزي‌ها زبانشان عربي است و مطمئناً بيش از سربازان يهودي اسرائيلي مي‌توانند با سپاه سفياني که عمدتاً آنها نيز عرب زبان هستند، تعامل و ارتباط برقرار کنند.

توجه به پيشگويي‌هاي آخرالزّمان و رصد دقيق وقايع منطقه و جهان، مي‌تواند در گوش به زنگ بودن و آمادگي ما و شيعيان براي ظهور منجي(ع) تأثيرگذار باشد. حتي در بسياري از اين موارد، اين انطباق‌ها مي‌تواند به جهت گيري‌هاي دقيق‌تر نظامي و سياسي نظام اسلامي و نيز ساير شيعيان جهان در مقابل اشرار آخرالزمان کمک نمايد.


ماهنامه موعود شماره 93

پي‌نوشت‌ها
:
1. مجتبي السادة، شش ماه پاياني، ترجمه محمود مطهري‌نيا، صص 123-124؛ محمد فقيه، سفياني و نشانه‌هاي ظهور، ترجمه سيد شاهپور حسيني، ص 62.
2. يوم‏الخلاص، ص 671؛ بيان‏الائمه، ج 2، ص 586.
3. علي کوراني عاملي، عصر ظهور، ترجمة مهدي حقي، ص 116.
4. بحار الأنوار، ج 52، ص 273؛ إلزام الناصب، ج 2، ص 119؛ بشار\ الإسلام، ص 58؛ يوم الخلاص، ص 677.
5. شش ماه پاياني، ص 192.
6. همان.
7. همان
8. همان.
9. همان.
10. همان.
11. همان.
12. http://en.wikipedia.org/wiki/Druze
13. همان.
14. عصر ظهور، ص 123.
15. http://en.wikipedia.org/wiki/Hawran
16. http://en.wikipedia.org/wiki/Druze
17. http://en.wikipedia.org/wiki/Walid_Jumblatt
18. http://www.refahnews.
19. همان.
20. همان.
21. http://www.shia-online.ir
22. همان
23. http://www.mehrnews.com
24. شش ماه پاياني صص 123ـ124.
25. http://en.wikipedia.org/wiki/Druze
26. همان.
27. همان.
28. همان.
29. همان.
30. همان.
31. همان.
32. عصر ظهور، صص 152ـ153.
33. همان، ص 116؛ شش ماه پاياني، ص 192.
34. عصر ظهور، صص 152ـ153.


 

نوشته شده توسط منتظر در دوشنبه 20 آبان1387 ساعت 11:20 قبل از ظهر موضوع علائم ونشانه های ظهور | لینک ثابت


اهل مشرق در عصر ظهور

 

اهل مشرق در عصر ظهور

امام زمان عليه السلام

 

پيامبر اكرم(ص) فرمودند: گنجي در نزد شماست كه بر سر آن جنگي ميان سه نفر از فرزندان پادشاهان اتفاق مي‌افتد كه هيچ يك در آن به پيروزي نمي‌رسند. سپس از سمت مشرق پرچم‌هاي سياهي پديدار مي‌شود، آنها نبردي خواهند كرد كه هرگز مانند آن اتفاق نيفتاده است.
رضاعباسپور

اشاره:
پيامبر اعظم(ص) اسلام مجموعة تكامل‌يافتة فضائل همة انبياء و اولياي الهي در طول تاريخ و درخشان‌ترين كهكشان عالم وجود است كه هزاران منظومه و خورشيد درخشان فضيلت و كرامت را در خود جاي داده است، علم توأم با اخلاق، حكومت همراه با حكمت، عبادت همراه با خدمت به خلق، جهاد توأم با رحمت، عزت همراه با فروتني، روزآمدي توأم با دورانديشي و صداقت با مردم در عين پيچيدگي‌هاي سياسي از ويژگي‌هاي بارز پيامبر اكرم(ص) است.
جلوة آشكار و مظهر اسماي خداوندي، نمونة انسان كامل و سرآمد تمام پيامبران و ختم رسل است.
پيامبر رحمت و رأفت  دربارة ويژگي‌هاي ياران آخرين جانشين خود، يعني حضرت مهدي(ع) بياناتي دارند كه به اجمال به چند نمونه از آن‌ها اشاره مي‌كنيم.

در روايات رسيده از پيامبر اعظم(ص) شاهد اسامي برخي از ملت‌ها و يا سرزمين‌هايي هستيم كه ظاهراً نقش خاصي را در آخرالزمان و هنگامة ظهور ايفا مي‌كنند و نيز ارتباط خاصي با امر ظهور و نهضت آن حضرت دارند. يمن، عراق، مصر، فلسطين، شام و ايران نمونه‌هايي از اين مناطق‌اند. در اين مجال نگاهي به رواياتي مي‌اندازيم كه متوجه اهل خراسان (ايران)اند؛ آنهايي كه در لسان روايات به «اهل المشرق» و يا «اهل الفارس» تعبير شده‌اند. قبل از بررسي اين احاديث، برخي از صفات و ويژگي‌هاي اين گروه كه هر كدام در روايتي ذكر شده است را بنگريد:
پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمايند: آنها كساني هستند كه اگر دين در ثريا باشد مرداني از ايشان به سوي آن رفته و به آن دست مي‌يابند1، پس از من در [نوع] رابطه‌شان با اهل بيت من مورد آزمايش قرار مي‌گيرند2، سرسپردگان و پيروان حضرت مهدي(ع) هستند3، مانند آهن محكم و استوار4، و مانند شير درنده، شجاع و مقاوم‌اند5، همة آنها بهشتي خواهند بود6.
نمونه‌هاي بسياري از اين احاديث در كلام مبارك پيامبر اكرم(ص) ديده مي‌شود، اما آنچه كه به عنوان نشانة اين گروه آمده است «رايات سود» يا همان پرچم‌هاي سياه رنگ است كه از مشرق ظهور مي‌كند. اينكه صاحبان اين پرچم‌ها چه كساني هستند و چه خواهند كرد سؤالي است كه جواب آن را در روايات جستجو كرديم:

كسي كه آنها را ياري كند خداوند را ياري كرده است، در غير اين صورت خداوند آنها را خوار و ذليل مي‌كند.

پيامبر اكرم(ص) از بلاهايي كه به اهل بيت او خواهد رسيد ياد كردند تا آنكه فرمودند:
پرچمي از مشرق به رنگ سياه ظهور كرده كه هر كس آن را ياري كند خداوند را ياري كرده و هر كه آن را ياري نكند خداوند او را خوار و ذليل مي‌نمايد. تا آنكه صاحبان پرچم نزد مردي مي‌آيند كه هم‌نام من است. و او را امير خود مي‌گردانند و خداوند نيز او را تأييد و ياري مي‌كند.7
البته تعداد رواياتي كه در مورد «پرچم‌هاي سياه» وارد شده، متعدد و فراوان است و شايد اصل آن، يك حديث باشد كه به صورت‌هاي متعددي بيان شده است. اما آنچه كه پس از تحقيقات به آن رسيديم، مطمئن شديم كه اصل حديث متوجه آمادگي طايفه‌اي از خراسان براي پيروي و ياري حضرت مهدي(ع) است.8

هركه از آنها آگاهي يابد به سوي آنها برودو با ايشان بيعت نمايد.

آن حضرت مي‌فرمايند كه پرچم‌هاي سياهي از سمت مشرق پديدار خواهند شد كه دارندگان آنها دل‌هايي سخت‌تر و محكم‌تر از آهن دارند و هر كسي خبر آنها را بشنود بايد بهسوي آنها رفته و با ايشان بيعت نمايد، هرچند از روي يخ بگذرد.9
در اين روايات نام مبارك حضرت مهدي(ع) و نيز برخي از صفات ايشان هم آمده است:
حضرت مهدي(ع)، خليفةالله، هم در ميان آنهاست.
هرگاه ديديد پرچم‌هاي سياه از سمت خراسان ظاهر شده نزد آنها رفته هرچند از روي يخ بگذريد. خليفه‌الله، حضرت مهدي(ع) در ميان آنهاست.10

اگر كوه‌ها بر سر راهش قرار گيرند آنها را نابود مي‌سازد.

مردي از فرزندان امام حسين(ع) از سمت مشرق خروج خواهد كرد كه اگر كوه‌ها بر سر راهش قرار گيرند، آنها را منهدم كرده و از ميانشان راه مي‌گشايد.
روايات، حاكي از ظهور گروهي قدرتمند از مشرق‌اند كه به فرماندهي شخصي به نام شعيب بن صالح از قبيلة بني تميم است. وي با ياران سفياني نبرد كرده و آنها را شكست مي‌دهد تا آنكه وارد بيت‌المقدس شده و آمادة حكومت حضرت مهدي(ع) مي‌گردد. و از سمت شام توسط سيصد نفر نيز ياري مي‌شوند، بين خروج او (شعيب) و رسيدن حضرت مهدي(ع) هفتاد و دو ماه طول مي‌كشد.12
در روايت ديگري آمده است:
فتنه‌ها شهر زوراء را فرا مي‌گيرد تا آنكه بسياري از زن‌ و مردها كشته مي‌شوند و اموال‌ها غارت مي‌گردد و چه تجاوزهايي كه به نواميس مردم صورت مي‌گيرد، خداوند رحمت كند كسي كه زنان بني‌هاشم را در آن روز پناه دهد كه آنان حرمت و آبروي من مي‌باشند... سپس مردي از قبيلة بني عقيم به نام شعيب بن حاصل خروج مي‌كند،‌ پرچم شعيب سياه و هدايت شده به نصر و ياري و كلام الهي بوده تا آنكه خود را به حضرت مهدي(ع) مي‌رساند و ميان ركن و مقام با او بيعت مي‌كند.13

هر كه از او پيروي نمايد نجات يافته و هر كه از او تخلف كند هلاك خواهد شد
.
رسول خدا(ص) مي‌فرمايند: قيامت بر پا نخواهد شد، تا آنكه قائم ما براي حق به اذن خداوند متعال قيام كند. هر كس از او پيروي كند نجات يافته و هر كس از او تخلف كند هلاك خواهد شد. به خاطر خدا، به هر شيوه‌اي هر چند از روي يخ بگذريد، نزد او برويد كه او خليفة خداوند عزوجل است.14
همان‌طور كه مشاهده مي‌فرماييد در اين احاديث تعبير به اين مضمون آمده است كه... ولو حبواً علي الثلج (هرچند از روي يخ بگذريد). اين تعبير در روايات، مختص به بلاد خراسان است.15

صاحبان پرچم‌هاي سياه جنگي خواهند كرد كه هرگز مانند آن اتفاقي نيفتاده است
.
پيامبر اكرم(ص) فرمودند: گنجي در نزد شماست كه بر سر آن جنگي ميان سه نفر از فرزندان پادشاهان اتفاق مي‌افتد كه هيچ يك در آن به پيروزي نمي‌رسند. سپس از سمت مشرق پرچم‌هاي سياهي پديدار مي‌شود، آنها نبردي خواهند كرد كه هرگز مانند آن اتفاق نيفتاده است (راوي گويد سپس حضرت چيزي فرمودند كه آنرا به خاطر ندارم) آن‌گاه فرمودند: هنگامي كه آن پرچم‌ها را ديديد به هر وسيله‌اي كه مي‌توانيد هر چند از روي يخ بگذريد خود را به آنها رسانده و با ايشان بيعت كنيد، زيرا او خليفة خدا حضرت مهدي(ع) است.16
البته قابل ذكر است كه روايات،‌ آغاز امر ظهور گروهي كه از مشرق برخاسته و خود را آماده و مهيا براي پيروي از آن حضرت مي‌كند، را مورد توجه قرار مي‌دهند و چيزي از ظهور خود آن حضرت از مشرق در اين روايات وجود ندارد. آنچه كه مشهور و متواتر است آن است كه حضرت مهدي(ع) در مكه ظهور خواهند كرد.

پي‌نوشت‌ها:

1. قرطبي، الجامع‌لأحكام القرآن، ج16، ص76؛ طبرسي، مجمع‌البيان، ج5، ص108.
2. كنزالعمال، ج11، ص124.
3. منتخب الاثر، ص304.
4. ينابيع المودة، ص491؛ بحارالانوار، ج51، ص84.
5. جمع‌الجوامع، ج1، ص1019.
6. كنزالعمال، ج4، ص299.
7. بحارالانوار، ج28، ص78.
8. كوراني، علي، معجم الاحاديث المهدي(ع)، ج2، ص390.
9. اثبات الهداة، ج3، ص596؛ ينابيع المودة، ص182.
10. ابن طاووس، ملاحم، ص53؛ ينابيع المودة، ص182.
11. منتخب الاثر، ص199؛ اثبات الهداة، ج3، ص614.
12. ملاحم ابن طاووس، ص49.
13. همان، ص137.
14. عيون اخبار الرضا، ج2، ص59؛ منتخب الاثر، ص204.
16. بحاالانوار، ج51، ص83.


ماهنامه موعود شماره 69

 


 

نوشته شده توسط منتظر در دوشنبه 29 مهر1387 ساعت 1:3 بعد از ظهر موضوع علائم ونشانه های ظهور | لینک ثابت


نشانه‏هاى ظهور

 

نشانه‏هاى ظهور

بقیة الله

رخدادهايى كه بر اساس پيش‏بينى معصومين(عليهم السلام) در آستانه ظهور موعود(عج) پديد خواهند آمد، نشانه‏هاى ظهورند و اگر چه زمان ظهور بر هيچ ‏كس روشن نيست اما، تحقق اين نشانه‏ها نويدبخش نزديكى ظهور است .

در روايات اسلامى نشانه‏هاى ظهور به دو دسته نشانه‏هاى حتمى و نشانه‏هاى غير حتمى تقسيم شده‏اند. علائم حتمى ظهور آنهايى هستند كه تحققشان بدون هيچ قيد و شرطى الزامى است؛ اما علائم غير حتمى، نشانه‏هايى هستند كه ممكن است تغيير يابند و يا به كلى حذف شوند .

در سخنان عيسى مسيح (عليه السلام) و نيز نوشته‏هاى رسولان او نشانه‏هايى از هر دو گونه ذكر شده است كه با آنچه در روايات ما آمده، هماهنگي‌هاى كلى دارد. برخى از اين نشانه‏ها عبارتند از:

1- صيحه آسمانى:

يكى از حوادثى كه در فاصله كمى از قيام مهدى منتظر (عج) رخ مى‏دهد، ندايى است كه از آسمان برخاسته و نام حضرت قائم را به گوش تمام جهانيان مى‏رساند. شيخ طوسى، نعمانى و شيخ صدوق در كتاب‌هاى خود روايات زيادى را در اين مورد نقل كرده‏اند كه در اينجا به يك مورد اشاره مى‏شود:

نعمانى به سند خود از امام محمد باقر (عليه السلام) چنين نقل مى‏كند: (1)

«آن نداى آسمانى بر نخواهد خاست مگر در ماه رمضان كه ماه خداست. آن ندا از جبرئيل است كه خطاب به مردم سر داده مى‏شود و نام قائم را در همه جا طنين‏انداز مى‏سازد تا آنجا كه همه ساكنان زمين از شرق تا به غرب آن ندا را خواهند شنيد. از وحشت ‏شنيدن آن ندا هر كس كه در خواب فرو رفته بيدار شده و هر كس برپا ايستاده ناچار به نشستن مى‏شود و هر كس بر زمين نشسته به ناگاه از جاى برمى‏خيزد. پس رحمت الهى بر كسى باد كه اين ندا را بشنود و به آن پاسخ گويد.»

بقیه در ادامه مطلب.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط منتظر در شنبه 2 شهریور1387 ساعت 10:40 بعد از ظهر موضوع علائم ونشانه های ظهور | لینک ثابت


لزوم تفكيك علائم‏حتمى ظهور از علائم غيرحتمى

                                      ولي عصر

 

                                 هنگامى كه منادى ندا سر داد!

بانگ آسمانى

سومين نشانه از نشانه‏هاى حتمى كه مقارن ظهور رخ مى‏دهد بانگ آسمانى است.

در احاديث صحيح و مستندى كه در بخش آغازين اين نوشتار نقل كرديم و سند آنها را بررسى نموديم، بانگ آسمانى به عنوان يكى از نشانه‏هاى حتمى بيان شده بود. در حديث ديگرى امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد: اَلنِّداءُ مِنَ الَمحتُوم؛ بانگ آسمانى از نشانه‏هاى حتمى است.(112)

بقیه درادامه مطالب.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط منتظر در دوشنبه 12 آذر1386 ساعت 11:56 بعد از ظهر موضوع علائم ونشانه های ظهور | لینک ثابت


لزوم تفكيك علائم‏حتمى ظهور از علائم غيرحتمى

مردي با پرچم سفيد

                   مهدي
                                                                                                       علائم ظهور
بقیه درادامه مطالب.

 

 

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط منتظر در شنبه 10 آذر1386 ساعت 8:16 بعد از ظهر موضوع علائم ونشانه های ظهور | لینک ثابت


لزوم تفكيك علائم‏حتمى ظهور از علائم غيرحتمى

جاني فداي قدوم آقا!

(قتل نفس‏ زكيه‏)

 
                                                   قائم


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط منتظر در شنبه 10 آذر1386 ساعت 1:4 بعد از ظهر موضوع علائم ونشانه های ظهور | لینک ثابت