تبليغاتX
دوران انتظار

اميرمؤمنان (علیه السلام)و نويد آخرین نور الهی


اميرمؤمنان (علیه السلام)و نويد آخرین نور الهی

 


امام امير مؤمنان عليه السلام دروازه علم و دانش پيامبر و پدر گرانمايه امامان راستين و سالار خاندان پيامبر است. بيان آن حضرت ميان همه ي مسلمانان شهرت يافته است که مي فرمود:
«علمني رسول الله صلي الله عليه و اله و سلم ألف باب من العلم، يفتح لي من کل باب ألف باب.» [1]
يعني: پيامبر خدا يک هزار باب از علم و دانش را به من آموخت که از هر باب آن هزار باب گشوده مي شود.
آن حضرت از رخدادهاي فراوان و قضاياي بسياري پيش از رخ دادن آنها، بطور شگفت انگيزي خبر داد: از استيلاء سردسته پليد اموي معاويه بر کشورهاي اسلامي، [2] از شهادت امام حسين عليه السلام در کربلا بيست سال پيش از فاجعه غمبار عاشورا، [3] از سردمداران خودکامه رژيم تبهکار عباسي، از بناي بغداد و از انقراض
سلسله عباسي بدست مغول و... خبر داد.
براي نمونه:
1- از آن حضرت آورده اند که فرمود: «بغداد! و تو چه مي داني که بغداد چيست؟ سرزميني است با درختان گز، در آنجا بناها و ساختمانهاي پرشکوهي بنياد مي گردد و زرداران و زورمندان در آنجا جاي مي گيرند.
فرزندان «عباس» آنجا را به عنوان پايگاه قدرت و وطن خويش برمي گزينند و مرکز زر و زيور و زينت وتجملات خود قرار مي دهند.
پايگاه عياشي و بدمستي و بازي بني عباس، مرکز بيداد بيدادگران، پايتخت حکومت ترور و وحشت، قرارگاه رهبران و زمامداران فاسق و فاجر و وزيران خيانتکار مي گردد.
بقیه در ادامه مطلب.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط منتظر در چهارشنبه 23 اردیبهشت1388 ساعت 9:1 قبل از ظهر موضوع مهدویت از دیدگاه ... | لینک ثابت


 

عزاداری و انتظار

عزاداری و انتظار


عزاداری و انتظار

نويسنده: احمد شجاعي

اشاره:

موضوع زيارت قبور مطهر و مقدّس معصومين(ع) توسل به آن‌ها و سوگواري در ايّام شهادت‌شان، به ويژه در مورد حضرت مقدّس سيدالشهدا(ع)، از موضوعاتي است كه در فرهنگ اسلامي، جايگاه رفيعي دارد. از ناحيه ذات اقدس الهي در احاديث قدسي و نيز از سوي چهارده معصوم(ع) سفارش زيادي به عزاداري سيدالشهدا(ع) شده است، كه اين مطلب حاكي از نقش عظيم اين امر در احياي دين و زنده نگه داشتن آن است.به عبارت ديگر مي‌توان چنين مجالسي را از مهم‌ترين وسايل صيانت از كيان دين و جامعه اسلامي و نيز بسط روح دين و دينداري دانست.متأسفانه عزاداري‌ها با همة اهميت و جايگاه مهمي كه در فرهنگ اسلامي دارند، در طول زمان دچار آفات، خطرات و انحرافاتي شده است كه نقش اين وسيلة مهم را تا حدودي كم‌ رنگ كرده است.در اين مطلب، نويسنده مي‌كوشد تا بعضي از شرايط ظاهري و باطني عزاداري يك منتظر را ارائه نمايد. باشد كه مورد استفاده قرار گيرد.

وظيفة عزادار در قبال امام زمان(ع)

عزدار حقيقي به خوبي مي‌داند كه سوگواري و برپايي مجالس بزرگداشت براي اهل بيت(ع) فقط قسمت كوچكي از وظايف الهي او نسبت به آنان است بلكه وظيفة بالاتر، توجه به درس‌ها و عبرت‌هاي عاشورا و عمل به آن‌ها است.عمل به تكاليف از جمله درس‌هايي است كه عزادار حقيقي از عاشوراييان فرا گرفته است. او خود را نسبت به امام زمانش مكلف و مسئول مي‌داند.1 عزادار، نيك مي‌داند كه بايد به تنهايي در دادگاه عدل الهي نسبت به رفتار خود با امام زمانش پاسخگو باشد لذا، براي عمل به وظيفه‌اش منتظر هيچ‌كس نمي‌ماند؛ او منتظر سازمان‌ها، نهادها و اشخاص نيست. او خودش به تنهايي براي خارج كردن امام زمان(ع) از تنهايي، غيبت، اضطرار و آوارگي تلاش مي‌كند. او مانند شهداي كربلا كه هرگز به كمي نفراتشان توجه نكردند و هر يك فقط و فقط به فكر انجام وظيفه در قبال امام مظلوم و تنهاييش بود و كاري به نتيجه و تأييد ديگران نداشت، عمل مي‌كند. مانند «عبدالله بن حسن(ع)» كه وقتي ديد عمويش تنها و مجروح به روي زمين افتاده است و دشمن دور او را گرفته، خود را به عمويش رساند و هنگامي كه «ابجربن كعب» شمشيرش را فرود آورد كه امام را بكشد، دست خود را در مقابل شمشير او گرفت تا از امامش دفاع كند و دستش قطع شد و در آغوش عمويش حسين(ع) افتاد تا اين كه «حرمله» او را با تير به شهادت رساند.2عزادار حقيقي يا «منتظر حقيقي» در اين مرحله مي‌داند كه اگر بخواهد رضايت خدا را جلب كند و به هدف خلقت و كمال نهايي و غايي وجودش نايل شود، بايد به اين «تنها موعظه» خداوند متعال در قرآن كريم عمل كند كه فرمود:
قل إنّما أعظكم بواحدةٍ أن تقوموا لله مثني و فرادي.3
اي رسول ما،‌ به امت بگو كه من به يك سخن شما را موعظه مي‌كنم و آن سخن اين است كه شما، خالص دو نفري، و يا به تنهايي براي خدا قيام كنيد.
امام خميني(ره) دربارة‌اين موعظة خداوند چنين مي‌فرمايند:
خداي تعالي در اين كلام شريف، از سر منزل تاريك طبيعت تا منتهاي سير انسانيت را بيان كرده و بهترين موعظه‌هايي است كه خداي عالم از ميانه تمام مواعظ انتخاب فرموده و اين يك كلمه را پيشنهاد بشر فرموده، اين كلمه تنها راه اصلاح دو جهان است. قيام براي خدا است كه ابراهيم خليل الرحمن را به منزل خُلّت رساند و از جلوه‌هاي گوناگون عالم طبيعت رهاند.
خليل آسا در علم اليقين زن
نداي لا اُحبّ الآفلين زن
قيام لله است كه موساي كليم را با يك عصا بر فرعونيان چيره كرد و تمام تخت و تاج آن‌ها را به باد فنا داد. و نيز او را به ميقات محبوب رساند و به مقام صعق و صحرا كشاند. قيام براي خدا است كه خاتم‌النبيّين(ص) را يك تنه بر تمام عادات و عقايد جاهليت غلبه داد و بت‌ها را از خانة خدا بر انداخت و به جاي آن توحيد و تقوا را گذاشت و نيز آن ذات مقدس را به مقام «قاب قوسين او أدني» رساند. خودخواهي و ترك قيام براي خدا ما را به اين روزگار سياه رسانده، همة جهانيان را بر ما چيره كرده، و كشورهاي اسلامي را زير نفوذ ديگران در آورده... موعظت خداي جهان را بخوانيد و يگانه راه اصلاحي را كه پيشنهاد فرموده بپذيريد و ترك نفع شخصي كرده، تا به همة سعادت‌هاي دو جهان نائل شويد و با زندگاني شرافتمندانه دو عالم دست در آغوش شويد.»4
آري، خودخواهي ما و ترك قيام براي خدا است كه ما را به روز سياه غيبت امام زمان(ع) و تنهايي و غربت حضرت كشانده و مستكبران را بر كشوهاي اسلامي حاكم كرده است. همان‌طور كه خود آن حضرت فرمود:
اگر شيعيان نسبت به ما وفادار و هم‌دل بودند، ظهور ما به تأخير نمي‌افتاد5.
راه چاره همان است كه امام خميني(ره) فرمود، يعني موعظة خداي جهان را بخوانيم و يگانه راه اصلاحي را كه پيشنهاد فرموده، بپذيريم و ترك نفع‌هاي شخصي كنيم و با منتقم اصلي حسين(ع) آشتي كنيم، و با وفاداري نسبت به او، براي رفع موانع ظهورش و نبرد با دشمنانش قيام لله كنيم و از اين حالت دنيازدگي و انفعال خارج شويم و با كنار گذاشتن نفع‌هاي شخصي و جيفة گنديدة دنيا، براي ظهورش عملياتي شويم.6.امام خميني(ره) در جاي ديگر مي‌فرمايند: نگوييد تنها هستيم،‌ تنهايي هم بايد قيام بكنيم، اجتماعي هم بايد قيام كنيم، بايد قيام كنيم، با هم بايد قيام كنيم، همه موظفيم به اينكه براي خدا قيام كنيم.7
براي خدا قيام كنيد و از تنهايي و غربت نهراسيد.8
در زيارت عاشورا پس از اعلام برائت از بنيان‌گذاران ظلم به اهل بيت(ع) و نيز كساني كه آن‌ها را از مقامشان كنار زدند و همچنين كساني كه مقدمات جنايات ظالمان را فراهم كردند. نسبت به پيروان و تابعين و دوستان آن‌ها نيز اعلام برائت مي‌شود، يعني از همة كساني كه در طول تاريخ در مصيبت اعظم، به خصوص در غيبت امام زمان(ع) نقش داشته و كار آن‌ها به نحوي مانعي بر سر راه ظهور منجي بشريت بوده است. براي همين است كه بلافاصله خطاب به سيدالشهدا(ع)چنين عرض مي‌كنيم:
اي اباعبدالله، من تا قيامت با كساني كه با شما در سلم و صلح هستند در صلحم و با كساني كه با شما در جنگ هستند، در جنگم.9
به اين ترتيب نظام دوستي و دشمني عزادار حقيقي به طور كامل روشن و مشخص است. او با همة كساني كه شيعه و محبّ اهل بيت(ع) هستند و با آن‌ها دشمني ندارند، در صلح و دوستي است و با همه كساني كه دشمن اهل بيت(ع) و به خصوص امام زمان(ع) هستند، در جنگ است. واين دوستي و دشمني تا قيامت ادامه دارد. اگر دشمنان امام زمان تا قيامت هم حضرت مخالفت و دشمني داشته باشند، عزادار حقيقي هرگز از مبارزه و جهاد عليه آن‌ها خسته و ناتوان نمي‌شود. لذا پس از اعلام جنگ با دشمنان آن‌ها، ابتدا بنيان‌گذاران ظلم بر آن‌ها را مورد لعن قرار مي‌دهيم و پس از اين كار انتقام حسين(ع) را به همراه امام زمان(ع) آرزو مي‌كنيم. چرا كه مبارزه با دشمنان اهل بيت بدون همراهي با امام زمان(ع) فايده ندارد و انتقام از آنان بدون آن حضرت ممكن نيست. بنابراين عنصر جهاد و مبارزه هرگز از زندگي عزادار حقيقي حذف نمي‌شود. او تا وقتي كه با مصيبت اعظم غيبت امام زمان(ع) آن هم در اوج غربت و مظلوميت و تنهايي رو به روست، هرگز آرام و قرار ندارد.او تا لحظه‌ با شكوه ظهور و از بين رفتن اين مصيبت اعظم به مبارزه با دجّال و موانع ظهور ادامه مي‌دهد. و پس از ظهور نيز به جهاد در راه امامش براي انتقام امام حسين(ع) و ساير اهل بيت(ع) ادامه مي‌دهد و رمز اين كه اين مبارزه و جهاد هميشگي و طولاني است،‌ اين است كه قرآن كريم به همة مسلمين دستور داده است كه تا رفع فتنه و حاكميت دين خدا در سراسر جهان به جهاد مقدس خود ادامه دهند:
و قاتلوهم حتّي لا تكون فتنةٌ و يكون الدّين كلّه لله. 10
با كافران جهاد كنيد كه ديگر فتنه‌اي باقي نماند و آيين همه ما در دين خدا باشد.
كدام فتنه و مصيبت براي جامعة انساني بالاتر از غيبت امام زمان(ع) و محروميت جامعة جهاني از رهبر معصوم و متخصص الهي و مظهر خدا است. عزادار حقيقي در اين مقطع حساس و سرنوشت‌ساز با تشخيص وظيفة الهي جهاد، بدون فوت وقت تا رفع اين بزرگ‌ترين فتنه، و تا رسيدن به امام خود و جهاد در ركاب او، به مبارزه مي‌پردازد. او نيك مي‌داند بهترين زمان براي سربازي و خدمت و تقرّب نسبت به امام زمان(ع) زماني كنوني است. نه زمان ظهور كه زمان پيروزي است. چنان كه قرآن كريم مي‌فرمايد:
لا يستوي منكم من أنفق من قبل الفتح و قاتل أولئك أعظم درجةً من الذّين أنفقوا من بعد و قاتلو و كلاً وعدالله الحسني و الله بما تعملون خبيرٌ.11
آن مسلماناني كه پيش از فتح مكه در راه دين انفاق و جهاد كردند با ديگران برابر نيستند آنان درجه‌اي عظيم‌تر دارند، تا كساني كه بعد از فتح انفاق و جهاد كردند. البته خدا به هر دو طايفه وعده احسان داد. و خدا به آنچه مي‌كنيد آگاه است.
قيام و جهاد براي برطرف كردن موانع ظهور ارزش و اهميت بيشتري نسبت به سربازي و جهاد در ركاب آن حضرت را دارد، زيرا قرآن كريم همراهي با امام را قبل از پيروزي با ارزش‌تر و مهم‌تر مي‌داند. بزرگ‌ترين گناه براي عزدار در مرتبه پنجم، تنها گذاشتن امام زمان(ع) است. عزادار كه در اين مرتبه آگاهي زيادي نسبت به درس‌ها و پيام‌هاي عاشورا دارد، به وفاداري و هم‌دلي نسبت به امام زمانش بيشترين توجه و اهتمام را دارد. او از اصحاب عاشورا درس بزرگ وفاداري نسبت به امام زمان خويش را به خوبي آموخته است. وفاداري يعني پاي‌بند بودن به عهد و پيماني كه بسته‌ايم. وفاي به عهد، به خصوص نسبت به امام و رهبر معصوم از بزرگ‌ترين واجبات است و پيمان شكني و بي‌وفايي از بزرگ‌ترين محرمات مي‌باشد. قرآن كريم و روايات معتبر اسلامي مملوّ از توصية اكيد به رعايت عهد و وفاداري و پرهيز از عهد شكني و بي وفايي است. سيدالشهدا(ع) در روز عاشورا دربارة دو گروه دوستان و دشمنان سخن گفت. دوستان خويش را به وفاداري ستود و دشمنانش را به خاطر بي‌وفايي‌شان مورد نكوهش و سرزنش قرار داد. آن حضرت(ع) در مورد دوستان خود فرمودند:
من اصحابي باوفاتر و بهتر از اصحابم نمي‌شناسم. 12
در روز عاشورا وقتي بر بالين «مسلم بن عوسجه» آمد، اين آية شريفه را خواند:
فهمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و ما بدّلوا تبديلاً.13
از مؤمنين مرداني هستند كه با عهد خويش با خدا صادق بودند، برخي‌شان به عهد خود وفا كرده و جان باختند، برخي هم منتظرند و عهد و پيمان را هيچ دگرگون نساختند.
امام(ع) دربارة دشمنان خود نيز چنين فرمودند: «اهل وفا به پيمان نيستند، عهد خويش را شكسته و بيعت مرا از گردن خود كنار نهاده‌ايد. به جانم سوگند، با پدرم، با برادرم و با پسر عمويم مسلم بن عقيل نيز همين كار را كرديد».14
در «زيارت اربعين» خطاب به خود آن حضرت چنين عرض مي‌كنيم:
شهادت مي‌دهم كه تو به عهد خود وفا كردي و تا رسيدن به يقين (شهادت) در راه او جهاد كردي15.

پي نوشت :

٭ برگرفته از: كتاب: عزادار حقيقي، نوشتة محمد شجاعي.
1. يوم ندعوا كلّ اناسٍ بامامهم؛ روزي كه ما هر گروهي از مردم را با پيشوايشان دعوت مي‌كنيم. (سورة اسراء (17)، آية 71)
2. مجلسي، بحارالأنوار، ج 45، ص 53.
3. امام خميني(ره)، صحيفة نور، ج 1، ص 3.
4. سوره سبأ (34)، آيه 46.
5. مجلسي، همان، ج 53، ص 177.
6. براي آشنايي بيشتر با كيفيت عملياتي شدن به بخش چهارم كتاب آشتي با امام زمان(ع) مراجعه شود.
7. امام خميني(ره)، همان، ج 16، ص 201.
8. همان، ج 20، ص 127.
9. زيارت عاشورا؛ يا اباعبدالله سلمّ لمن سالمكم و حربٌ لمن حاربكم الي يوم القيامة
10. سورة انفال (8)، آية 39.
11. سورة حديد (57)، آية 10.
12. موسوعة كلمات الامام الحسين، ص 395؛ فإنّي لا اعلم اصحاباً أوفي و لا خيراً من اصحابي
13. سوره احزاب (33)، آيه 23.
14. موسوعة كلمات الامام الحسين، ص 363.
15. محدث قمي، مفاتيح الجنان، زيارت اربعين. أشهد أنّك وفيت بعهدالله و جاهدت في سبيله حتّي أتيـٰك اليقين.

منبع: ماهنامه موعود شماره 72


 

نوشته شده توسط منتظر در سه شنبه 25 فروردین1388 ساعت 6:10 بعد از ظهر موضوع مهدویت از دیدگاه ... | لینک ثابت


امام زمان(عج) در قرآن

امام زمان(عج) در قرآن

 قرآن كتاب پرشكوه خداست.
كتابی است كه نه كتابهای آسمانی پیشین آن را خدشه دار و باطل می سازد و نه واقعیت های آینده.[1]
بیانگر هر چیزی است[2] و هیچ تر و خشكی نیست، مگر اینكه در (این) كتاب روشن و روشنگر آمده است. [3] و....
آیا فكر می كنید چنین كتابی از ظهور اصلاحگر بزرگ تاریخ انسانیت و بنیاد حكومت جهان گستر و عادلانه او، خبر نمی دهد و در مورد آن ساكت است؟
هرگز چنین نیست.... .
قرآن از امام مهدی ـ علیه السلام ـ و برپایی حكومت مهر و عدل او، در موارد متعدد و آیات بسیاری سخن گفته است و از این حقیقت بزرگ خبر داده است.
و این آیات بر شخصیت گرانمایه آن حضرت و ظهور او تأویل گردیده است. همانگونه كه امامان نور ـ علیهم السلام ـ كه قرآن در خانه‌ آنان فرود آمده است، بدین واقعیت تصریح كرده اند و می دانیم كه صاحبان معصوم و مطهّر و راستگوی خانه، یعنی اهل بیت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ به آنچه در خانه است،‌ داناتر و آگاه ترند.
نمونه ها:
1. قرآن در نویدی می فرماید:
«و نرید ان نمن علی الذّین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین و نمكنّ لهم فی الارض و نری فرعون و هامان و جنودهما منهم ما كانوا یحذرون.»[4]
یعنی: و ما اراده كردیم به كسانی كه در روی زمین تضعیف شده اند نعمتی گران، ارزانی داریم و آنان را پیشوایان (راستین) و آنان را وارثان گردانیم.
و به آنان در زمین اقتدار و منزلتی شایسته دهیم و از آنان به فرعون و هامان و سپاهیانش چیزی را كه از آن می هراسیدند، نشان می دهیم.
امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ در تأویل این آیه شریفه می فرماید: «دنیا پس از چموشی و سركشی، بسان شتری كه از دادن شیر به دوشنده اش خودداری می كند و آنرا برای بچه اش نگه داری می كند، به ما روی خواهد آورد.»[5]
سپس به تلاوت این آیه شریفه پرداخت كه:
«و نرید ان نمن علی الذّین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین... »
«ابن ابی الحدید» در این مورد می نویسد: «بزرگان دینی و همفكران ما بر این واقعیت تصریح می كنند كه این بیان امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ نوید از آمدن امام و پیشوای بزرگی است كه فرمانروای زمین و زمان می گردد و همه كشورها در قلمرو قدرت او قرار می گیرند.... »[6]
و نیز از امیرالمؤمنین آورده اند كه فرمود: «مستضعفان یاد شده در قرآن كریم كه خداوند اراده فرموده است آنان را پیشوای مردم روی زمین قرار دهد،‌ ما خاندان پیامبریم. خداوند سرانجام «مهدی» این خانواده را بر می انگیزند و به وسیله او، آنان را به اوج شكوه و عزت و اقتدار می رساند و دشمنانش را به سختی، به ذلت می كشد.»[7]
در آیه مورد بحث كه ظاهر سخن از جنایات فرعون است قرآن به این واقعیت تصریح می كند كه:
«و نرید ان نمن علی الذّین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین»
یعنی:.... و ما بر آن هستیم كه بر مستضعفان روی زمین، نعمتی گران ارزانی داریم و آنان را پیشوایان سازیم و وارثان گردانیم.
در اینجا، معنای ظاهری این است كه خداوند عزت و اقتدار بنی اسرائیل را به آنان باز پس می دهد و «فرعون» و «هامان» و سپاهیانش را به بوته هلاكت می سپارد.
اما معنای نهان آیه شریفه غیر از معنای ظاهری و روشن آن است. آن معنا این است كه: مقصود از تضعیف شدگان در آیه شریفه، خاندان پیامبرند. مردم آنان را تضعیف نموده و بر آنان ستم كرده و آنان را به قتل رسانده و رانده و سخت ترین بیدادگری را در مورد آنان روا داشته اند.
پیامبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ در تبیین این مطلب فرمود:
«انتم المستضعفون بعدی.»[8]
یعنی: شما تضیف شدگان پس از من هستید.
و این واقعیت تاریخی كه پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ از آن خبر داد، هیچ نیازی به اثبات ندارد.
تاریخ اسلامی و روند آن، به صراحت و با رساترین صدای خویش گواهی می كند كه مردم از همان روز رحلت پیامبر، خاندان او را با كمال تأسف مورد هجوم قرار دادند و آنان را به سختی تضعیف كردند.
نكته‌ دیگر:
در پایان بحث، در مورد آیه 4 و 5 از سوره مباركه قصص، نكته دیگری نیز شایسته طرح است و آن اینكه:
ممكن است این تأویل و معنای نهان از آیه شریفه كه امامان نور ـ علیهم السلام ـ آن را آشكار ساخته اند از ظاهر آیه نیز دریافت گردد، چرا كه در صدر آیه 5، دو واژه «نرید» و «نمنّ» به صورت مضارع كه از آینده خبر می دهد،‌ به كار رفته است.
از آنجایی كه این آیات پس از گذشت هزار سال از عصر «موسی» بر قلب مصفای پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ فرود آمده است می توان گفت كه: اگر در مورد بنی اسرائیل بود می توانست به صورت ماضی كه از گذشته پیام دارد، نازل گردد، اینگونه: «وأردنا ان نمنّ» و یا اینگونه: «منّنا علی الذّین استضعفوا» همانگونه كه در دیگر آیات قرآن، به صورت ماضی بكار رفته است.
برای نمونه:
1. «لقد منّ الله علی المؤمنین... »[9]
2. «... فمن الله علیكم... »[10]
3. «و لقد منّنا علیك مره اخری»[11]
4. «و لقد منّنا علی موسی و هارون»[12]
خداوند در همه این آیات واژه مورد نظر را به صورت ماضی بكار برده است، اما در آیه مورد بحث به صورت مستقبل «و نرید ان نمنّ»
آیا خود این نكته, نشانگر این واقعیت نمی تواند باشد كه معنای نهان و تأویل آیه شریفه را از ظاهر و تفسیر آن نیز می توان دریافت؟
در‌ آیه بعد نیز همینگونه است: «و نری فرعون و هامان... »
و جای این سوال كه چرا نفرمود: «و أرینا فرعون و هامان؟»
و نیز در واژه های: «نرید» و «نجعلهم» و باز «نجعلهم» و «نمكنّ» و «نری»[13] همه این واژه های ششگانه بصورت مستقبل آمده اند و نه ماضی، در صورتی كه می توانست ماضی باشند.
دومین نوید
و نیز خداوند در قرآن كریم اینگونه از آن حضرت نوید می دهد:
«وعد الله الذّین آمنوا منكم و عملوا الصّالحات لیستخلفنّهم فی الارض كما استخلف الذّین من قبلهم و لیمكنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم امناً یعبدوننی لایشركون بی شیئاً و من كفر بعد ذلك فاولئك هم الفاسقون... »[14]
یعنی: خدا به كسانی از شما كه ایمان آورده و كارهای شایسته انجام داده اند وعده داده است كه آنان را در روی زمین جانشین دیگران سازد همانگونه كه مردمی را كه پیش از آنان بودند جانشین دیگران كرد و دینشان را ـ كه خود برایشان پسندیده است ـ استوار سازد و وحشتشان را به امنیت تبدیل كند، تا تنها مرا بپرستند و چیزی را با من شریك نگیرند. و آنان كه از آن پس، راه كفر و ناسپاسی در پیش گیرند،‌ نافرمانند.
این آیه شریفه از جمله آیاتی است كه به آن حضرت تأویل شده است.
با نگرش به ظاهر این آیه، خداوند به مؤمنان و شایسته كرداران این امّت، نوید جامعه ای را می دهد كه از هر پلیدی و ناپاكی پیراسته است و به تمامی ارزشها و قداستها و شایستگی ها آراسته است، این معنای ظاهری این آیه‌ شریفه.
این وعده شكوهمند خدا كه سه بار با «لام قسم» مورد تأكید قرار گرفته است و سه بار با «نون تأكید» تاكنون تحقّق نیافته است.
چه زمانی مرم با ایمان و شایسته كردار توانستند با اقتدار، حكومت مهر و عدل خویش را در سراسر جهان به پا دارند و در كمال آزادی و بدون ترس و دلهره مقررات عادلانه و جانبخش قرآن را در عرصه های حیات، پیاده نمایند؟
این مؤمنان شایسته كرداری كه خداوند در آیه مورد بحث این وعده روح بخش را به آنان می دهد، چه كسانی هستند؟
اگر شما خواننده عزیز به تاریخ اسلام و مسلمانان از همان آغاز درخشش انوار نورانی وحی تا كنون، مراجعه كنید، به شایستگی درخواهید یافت كه این وعده شكوهبار خدا در ظرف این هزار چهار صد سال تحقّق نیافته و این نوید بزرگ جامه عمل نپوشیده است.
من فكر نمی كنم كه وجدان هیچ مسلمان آگاه و با انصافی بپذیرد كه منظور از مؤمنان شایسته كردار در این آیه، «امویان» و «عباسیان» باشند، چرا كه تاریخ مورد قبول امت اسلام و ملل بیگانه، گواه است كه «امویان و عباسیان» در حكومت سیاه و وحشتناك خود،‌ سهمگین ترین جنایات را مرتكب شدند و خون پاك اولیای خدا را به زمین ریختند، حرمت ها را هتك كردند، و كاخهای ظلم و بیدادشان لبریز از فسق و فجور و ضد ارزشها بود كه اگر بخواهیم آن جنایت ها را به طور دقیق شرح دهیم كتاب از اسلوب و موضوع خود خارج خواهد شد.
به علاوه چه روزگاری براستی دین خدا به تمكّن و اقتدار مورد نظر این آیه مباركه نائل آمد، تا نوید جهان گستر شدن آن تحقّق یافته باشد همانگونه كه در آیه آمده است:
«و لیُمكنّن لهم دینهم الّذی ارتضی لهم.... »
این صحیح است كه اسلام به دلیل جامعیت، محتوای بلند، هماهنگی با فطرت و دیگر ویژگی های خود و آورنده و آموزگاران و الگوهای حقیقی آن امامان نور تاكنون به میلیون ها دل و قلب راه یافته و آهسته آهسته به راه خود ادامه می دهد، امّا سوگمندانه همچنان فاقد یك قدرت منسجم جهانی است، به طوری كه در هر گوشه ای از این جهان پرآشوب، هر كس می تواند به جنگ با آن برمی خیزد و بر ضد آن و پیروان آن دست به شقاوت می زند.
صحیح است كه اسلام در مقاطعی از تاریخ خویش، در قلمرو محدودی به قدرت رسید و رهبری سیاسی و اجتماعی را به كف گرفت، امّا آیا براستی همین حاكمیّت محدود و قطعی، نوید مورد نظر قرآن و تحقّق آن وعده شكوهمند خداست؟ اگر چنین است این شرایط كه در همان عصر پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ تحقّق یافت و اسلام بر مدینه و بخش هایی از «جزیر‌ه العرب» حاكم گردید.


[1] . سوره‌ فصلت، آیه 42.
[2] . سوره نحل، آیه 89.
[3] . سوره انعام،‌آیه 59.
[4] . سوره قصص، آیه 5 و 6.
[5] . نهج البلاغه، قصار 209.
[6] . شرح ابن ابی الحدید، ج 19، ص 29.
[7] . بحارالانوار، ج 51، ص 63.
[8] . واژه مستضعف در مفهوم قرآنی: كسی است كه نیروهای بالقوه و بالفعل را بر برازندگی، تكامل و اقتدار و شكوه داراست اما از سوی استبداد،‌ ارتجاع و استعمار حاكم، سخت زیر فشار است، و در همانحال در اندیشه گستردن بندهای اسارت و در اندیشه عدالت و آزادگی و تقواپیشگی نه اینكه به معنای عنصر فاقد قدرت و توان و تحرك و برنامه و هدف باشد.
[9] . سوره ‌آل عمران، آیه 164.
[10] . سوره نساء‌،‌ آیه 94.
[11] . سوره طه، آیه 37.
[12] . سوره صافات، آیه 114.
[13] . واژه های ششگانه مورد اشاره در دو آیه مورد بحث، در آیات 5 و 6 سوره قصص بكار رفته اند.
[14] . سوره نور، آیه 55.
سيد محمد كاظم قزويني - امام مهدي (عج) از ولادت تا ظهور، ص 95

منبع:سایت اندیشه قم.


 

نوشته شده توسط منتظر در چهارشنبه 13 آذر1387 ساعت 11:6 قبل از ظهر موضوع مهدویت از دیدگاه ... | لینک ثابت


مصاحبه با قرآن درباره امام زمان علیه السلام

مصاحبه با قرآن درباره امام زمان علیه السلام

مهدی

سؤال اول: دلیل و آیه ای بر وجود امام زمان علیه السلام را بیان فرمایید.

پاسخ قرآن کریم:

1- در سوره قدر خداوند می فرماید: «تنزل الملائکه والروح فیها بإذن ربهم من کل أمر ». تنزل فعل مضارع است و دلالت بر استمرار می نماید. یعنی در هر سال، شب قدر ملائک و روح به زمین نزول می فرمایند. در دوران رسول الله صلی الله علیه وآله به شخص پیامبر نازل می شدند. و در هر عصری باید کسی هم شأن پیامبر باشد تا بر او نازل شوند. و الان تنها شخصی که هم شأن پیامبر صلی الله علیه وآله است امام زمان علیه السلام است.

2- خداوند در قرآن درباره مزد و اجر رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می فرماید: «قل لا أسئلکم أجرا إلا الموده فی القربی ». به دلیل عقلی، دادن اجر رسالت پیامبر در همه زمانها بر همه واجب است. پس چون مزد رسالت پیامبر «موده فی القربی» است پس باید «فی القربی»رسول الله صلی الله علیه وآله در هر عصری باشند تا مردم با مودت به ایشان اجر رسالت را بدهند. و «فی القربی» الان امام زمان علیه السلام می باشند.

سؤال دوم: چگونه زنده ماندن امام زمان علیه السلام تاکنون امکان دارد؟

پاسخ قرآن کریم:

1- خداوند در مورد حضرت یونس علیه السلام می فرماید: «فلولا أنه کان من المسبحین للبث فی بطنه الی یوم یبعثون ». اگر یونس از تسبیح کنندگان نبود در شکم ماهی تا قیامت می ماند. وقتی خداوند می تواند یونس را تا قیامت در شکم ماهی زنده نگه دارد، زنده نگهداشتن امام زمان علیه السلام نیز برای او امری ممکن است.

2- اصحاب کهف سیصدونه سال در غار زنده ماندند «ولبثوا فی کهفهم ثلاث مأته سنین و أزدادوا تسعا ».

سؤال سوم: وظیفه ما در قبال امام زمان علیه السلام چیست؟

پاسخ قرآن کریم:

خداوند می فرماید: «قل لا أسئلکم أجرا إلا الموده فی القربی ». برای مزد رسالت به «فی القربی» (که امام زمان علیه السلام است) مودت کنید. مودت نیاز به معرفت دارد و مودت یعنی محبت همراه با اطاعت. پس الان در قبال امام زمان علیه السلام باید هم معرفت کسب کرده و آن حضرت را بشناسیم و هم از آن حضرت اطاعت کنیم.

سؤال چهارم: آیا امام زمان علیه السلام از ما خبر دارد؟

پاسخ قرآن کریم:

بله، به تمام اعمال شما نظارت داشته و اعمال شما را می بیند. خداوند می فرماید: «و قل إعملوا فسیری الله أعمالکم و رسوله و المؤمنون و ستردون إلی عالم الغیب و الشهاده فینبئکم بما کنتم تعملون ».

سؤال پنجم: چگونه می توان یار امام زمان شد؟

پاسخ قرآن کریم:

با تقوی، چون بهترین و بالاترین معیار که به انسان ارزش می دهد و انسان لیاقت یاوری امام زمان علیه السلام را پیدا می کند تقواست:«إن أکرمکم عندالله أتقیکم ». تقوا سبب بزرگی انسان شده و امکان می دهد که انسان تکیه بر جای بزرگان زند.

سؤال ششم:چند نمونه از نیازهای یاران امام زمان علیه السلام را بیان کرده و چگونه باید کسب کرد؟

پاسخ قرآن کریم:

الف- دانش و بینش: یار امام زمان علیه السلام باید دانش و بینش الهی داشته باشد تا در تصمیم گیریها و عمل دچار خطا نشود. حق را از باطل تشخیص دهد. و این را با تقوی بدست خواهد آورد، زیرا با تقوا موانع فهم و درک و علم و دانش را کنار زده و با دانش درونی و باطنی نگاه می کند. خداوند می فرماید:«إتقوا الله و یعلمکم الله ».

ب) بصیرت و بینش: بصیرتی که با چشم باطن ببیند و با گوش باطن بشنود. با ملائک الهی در ارتباط باشد. اهل حق و باطل را بشناسد تا دچار انحطاط فکری و اخلاقی و روحی نشود. و این بصیرت نیز با تقوا بدست می آید. خداوند می فرماید:«إن تتقوا الله یجعل لکم فرقانا ». فرقان یعنی نیرو و توانی که با آن حق را از باطل جدا کنید. به برکت این تقوا انسان، شیطان شناس نیز می شود. دشمن را هم می شناسد.

ج) بیداری: هوشیاری و بیداری؛ تا هروقت شیاطین برای گول زدن آمدند، بیدار شود، دام ابلیس را بشناسد و از شیطان فرار کند. چون انسان خواب و چشم بسته سریع در چاه می افتد. و این هم با تقوا ممکن است. «إن الذین التقوا إذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فإذاهم مبصرون ».

سؤال هفتم: چگونه بعد از ظهور و در حکومت مهدوی برکات زیاد می شود، محصولات رونق می یابد، مشکلات مردم حل می شود و...؟

پاسخ قرآن کریم:

چون حکومت امام زمان علیه السلام حکومت تقوا است، آثار تقوی هم ظاهر می شود. و من جمله آثار تقوا نزول برکات از آسمان و باز شدن درهای برکت از زمین و آسمان است که حل مشکلات مردم و روزی فراوان نیز بدنبال آن است «ولو أن أهل القری آمنوا و التقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الأرض » «و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب » «و من یتق الله یجعل له من أمره یسرا ».

سؤال هشتم: ویژگیهای یاران امام زمان علیه السلام چیست؟

پاسخ قرآن کریم:

خداوند می فرماید: «إن الأرض یرثها عبادی الصالحون ». یعنی زمین را بندگان صالح من به ارث می برند. پس وارثان زمین که امام زمان علیه السلام و یاران ایشان هستند دو ویژگی دارند: 1-عبادالله اند 2- صالحین اند. حال به ویژگیهای بندگان صالح خدا اشاره می کنیم:

1- متواضع اند: «عباد الرحمن الذین یمشون علی الأرض هونا »

2- دارای بینش صحیح هستند، زیرا غرور در قلب و عقل آنان نفوذ نکرده است

3- اهل پرورش جاهلان جامعه اند، «وإذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما »

4- اهل طاعت و سجده و قیامند، «و الذین یبیتون ربهم سجدا و قیاما »

5- خود را آلوده به گناه که منجر به ورود به جهنم می شود نمی کنند، «والذین یقولون ربنا أصرف عنا عذاب جهنم »

6- اهل اعتدالند، «إذا أنفقوا لم تسرفوا و لم یقتروا »

7- موحدند و غیر خدا را نمی خوانند، «لا یدعون مع الله الها آخر »

8- به جان انسانها احترام می گذارند، «ولایقتلون النفس التی حرم الله إلا بالحق »

9- پاکدامنند، «ولایزنون »

10- دنبال پاکسازی روان خویش اند، «و من تاب و عمل صالحا »

11- جبران کننده عقب ماندگیها و پرکننده خلأ ها هستند، «إلا من تاب و آمن و عمل صالحا »

12- حتی مرتکب مقدمات گناه هم نمی شوند و در مجالس گناه هم شرکت نمی کنند، «و إذا مروا باللغو مروا کراما »

13- کلامشان صحیح است، «و الذین لا یشهدون الزو »

14- اهل لغو نیستند، « و إذا مروا باللغو مروا کراما »

15- پرورش دهنده نسل سالم و مفیدند، «هب لنا من أزواجنا و ذریاتنا قره أعین »

16- امام دیگرانند، «و جعلنا للمتقین إماما »

17- به گزین اند. کلام را گوش می دهند و از بهترین آن پیروی می نمایند، «فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون أحسنه »

18- ایمان دارند، «قل یا عباد الذین آمنوا إتقوا ربکم »

19- بنده خدای متعال هستند و امور خود را واگذار به خدای متعال می نمایند، بنده شهرت و پول و زر و زور و دنیا نیستند، «ثم یقول للناس کونوا عبادا لی من دون الله »

20- شیطان را به زانو در آورده اند، «ولأغوینهم أجمعین إلا عبادک منهم المخلصین »

21- ویژگیهای صالحین را دارند یعنی صددرصد اعمالشان صالح است، «والذین آمنوا و عملوا الصالحات لندخلنهم فی الصالحین »

22- امر ازدواج برای جوانان را تسهیل می کنند، «و أنکحوا الأیامی منکم و الصالحین من عبادکم و إمائکم »

23- در کار خیر از همدیگر سبقت می گیرند، «و یسارعون فی الخیرات و أولئک من الصالحین »

سؤال نهم: ازدواج در حکومت مهدوی چگونه است؟

پاسخ قرآن کریم:

همانگونه که بیان شد، امام زمان علیه السلام و یارانش دو ویژگی دارند: 1-عباد خدا هستند 2- صالحین هستند «إن الأرض یرثها عبادی الصالحون ». یک نمونه از ازدواج صالحین را خداوند در قرآن ذکر می کند که ازدواج دختر شعیب با حضرت موسی است، «قال إنی أرید أن أنکحک أحدی إبنتی ها تین » (اول شعیب موسی را شناخت، سپس درخواست ازدواج را داد). از این آیه می توان فهمید که:

1- تا داماد را نشناختید اجازه خواستگاری ندهید. اول شناخت بعد اقدام

2- ویژگیهای داماد در آیه دو چیز ذکر شده است: 1- قوی 2- امین. این دو مهم است

3- اگر پیشنهاد از طرف خانواده دختر باشد اشکال ندارد

4- بعضی خانواده ها چند دختر دارند، اگر برای دختر دوم یا سوم خواستگاری آمد و دختر اولی ازدواج نکرده بود مانع نشوید

5- قبل از ازدواج، دختر و پسر همدیگر را ببینند

6- مهریه باید چند ویژگی داشته باشد. الف) سودآوری اقتصادی داشته باشد. لذا حضرت شعیب علیه السلام هشت سال چوپانی را مطرح نمود ب) مهریه معنوی باشد. حضرت شعیب فرمودند هشت حج ج) مهریه را کم مطرح کنند، تا داماد زیاد کند. این در زیاد شدن محبت بین دختر و پسر مؤثر است د) مهریه نقد به عروس داده شود

7- پدر دختر سختگیری نکند

8- خانواده ها به هم اعتماد داشته باشند

سؤال دهم: ویژگیهای امام زمان علیه السلام در قرآن چیست؟

پاسخ قرآن کریم:

1- معصوم است، «إنما یریدالله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهرکم تطهیرا»

2- اولی الامر است، «أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و أولی الأمر منکم»

3- اطاعت از او، راه خداست، «قل ما أسئلکم علیه من أجر إلا من شاء أن یتخذ الی ربه سبیلا» « قل ما أسئلکم أجرا إلا الموده فی القربی». از جمع دو آیه معلوم می شود «سبیل رب» همان « موده فی القربی» است.

سؤال یازدهم: الگوهایی را معرفی نمائید.

پاسخ قرآن کریم:

تمام انبیاء عبادالصالحین اند.


 

نوشته شده توسط منتظر در شنبه 2 آذر1387 ساعت 10:55 قبل از ظهر موضوع مهدویت از دیدگاه ... | لینک ثابت


امام مهدي در قرآن کريم2

امام مهدي در قرآن کريم

(2)

مهدي

آيت الله معرفت 

اشاره:

مباحث مقدماتي بحث حاضر که به خامه وزين و محققانه استاد عاليقدر آيت الله معرفت(ره) نگارش يافته است در مقاله گذشته از نظر و محضرتان گذشت. در نوشتار حاضر استاد به بررسي تحليلي اولين آيه از آيات ظهور (قصص/6) و ترسيم سيماي امام زمان عليه السلام از منظر قرآن کريم مي پردازد.

بررسى آيات ظهور

آيه اوّل

«وَنُرِيدُ أَنْ نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُواْ فِى الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمْ الْورِثِينَ * و نمكن لهم فى الارض...» (1)

اين آيه درباره بنى اسرائيل و در قصه حضرت موسى‏عليه السلام و فرعون است. پس اين آيه، از لحاظ تنزيل و از لحاظ ظهر، به داستان بنى‏اسرائيل در زمان حضرت موسى‏عليه السلام و فرعون مربوط است.

يك اصل

اما در اين آيه يك اصلى مطرح شده است و آن اين كه، اراده ازلى الاهى بر اين تعلق گرفته كه مستكبرين ريشه كن شوند و مستضعفين و عباداللَّه الصالحين، وارثين ارض و حاكمين در زمين باشند؛ آن هم در پهناى زمين. آيه اين اصل را مطرح مى‏كند.

پس محتوا و مفهوم عام آيه به خصوصِ زمان حضرت موسى‏عليه السلام و بنى اسرائيل مربوط نيست. آنچه در آن زمان تحقق يافت، گوشه و جلوه‏اى از اين اراده ازلى الاهى بود كه بايد مستضعفين بر مستكبرين پيروز گردند و مستضعفين وارث زمين گردند. اما آيا آن اراده ازلى به‏طور كامل تحقق يافت؟ نه.

اين‏جا خداوند به‏طور حتم فرموده است «نُرِيدُ» اين اراده بايد تحقق پيدا كند. در زمان حضرت رسول (ص) و همچنين در فتراتى از زمان كه از جمله عصر حاضر گوشه و نمودارى از اراده ازلى الاهى تحقق يافت؛ اما اين وعده الاهى حتماً بايد به‏طور شمول محقق شود و همه جهان را فرا گيرد. قطعاً اين اراده بايد تحقق پيدا كند و اين اراده جز با ظهور حضرت حجت(عج) امكان‏پذير نيست.

در حديث مفضل بن عمر مى‏گويد:

«سمعت اباعبداللَّه‏ عليه السلام يقول ان رسول‏اللَّه‏صلى الله عليه وآله نظر الى على و الحسن و الحسين (عليهم السلام) و بكى‏ و قال انتم المستضعفون بعدى، قال المفضل قلت ما معنى ذلك؟ قال عليه السلام، معناه انكم الائمة بعدى، ان‏اللَّه عزوجل يقول «و نريد ان نمن على الذين استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين»(2) قال‏عليه السلام و هذه الآية جارية فينا الى يوم القيامة.»(3)

اين اراده ازلى حق تعالى هميشه جريان دارد يعنى گهگاه نمود پيدا مى‏كند تا تحقق نهايى.

حضرت على‏عليه السلام در نهج البلاغه مى‏فرمايد:

«لَتعْطِفَنَّ الدنيا علينا بعدَ شِماسِها عَطْفَ الضَروس عَلى وَلَدِها.» (4) .

يعنى: اين دنيا كه امروزه از ما رو گردان است روزى به ما رو خواهد آورد همانند ناقه‏اى كه به فرزندش از روى علاقه، روى مى‏آورد.

آن وقت حضرت اين آيه را تلاوت فرمود:

«وَنُرِيدُ أَنْ نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُواْ فِى الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمْ الْورِثِينَ.» (5)

ابن ابى‏الحديد در شرح اين خطبه مى‏گويد:

«و الامامية تزعم ان ذلك وعد منه بالامام الغائب الذى يملك الارض فى آخر الزمان و اصحابنا يقولون انه و عد بامام يملك الارض و يستولى على الممالك)» (6)

ببينيد تا اين جا بين ما و علماى اهل سنت فرقى نيست در اين‏كه اين آيه حتماً به دست يكى از فرزندان حضرت زهراعليها السلام تحقق خواهد يافت و به‏طور شمولى بر تمام زمين مستولى خواهد شد و همه مستكبران را نابود خواهد كرد و صالحين وارث زمين خواهند گرديد.

ابن ابى‏الحديد مى‏گويد ما هم قبول داريم شيعه هم قبول دارد. با اين تفاوت كه اهل سنت مى‏گويد ضرورت ندارد كه آن امام فعلاً حيات داشته باشد بلكه  به وقت خودش متولد خواهد شد و اين كار را انجام خواهد داد؛

«...لا يلزم ان يكون موجودا بل يكفى فى صحة هذا الكلام ان يخلق فى آخر الوقت....» (7)

پس ما با برادران اهل سنت در اصل ظهور مهدى(عج) اختلاف نداريم و اين‏كه از وُلد امام حسين‏عليه السلام است، اين هم اتفاق نظر است.

تفاوت ديدگاه

نقطه فارق بين ما و اهل سنت اين است كه شيعه يك فلسفه‏اى دارد و آن فلسفه، وجود واسطه در فيض است. شيعه عقيده‏اش اين است كه پيوسته بايستى حجت حق به‏طور حىّ و زنده در روى زمين باشد تا واسطه بركات و فيوضات الاهى براى همه جهانيان باشد. اين اصل، پايه مكتب تشيع را تشكيل مى‏دهد.

امام حسين‏عليه السلام هفت زيارت مطلقه و هفت زيارت مخصوصه دارد. زيارت مطلقه اول اصح سنداً است؛ چون از ابن قولويه و سند آن بسيار معتبر است و علامه امينى مقيد بود هر وقت به كربلا مشرف مى‏شد، همين زيارت را بخواند. ما مى‏دانيم تمام ادعيه و زيارات مكتب سيّار است؛ يعنى دانشگاهى است كه هميشه شيعه در اين دانشگاه تربيت مى‏شود.

اصول معارف، عقايد و زيربناى عقيده اسلامى ناب در همين زيارات و ادعيه به شيعه تعليم مى‏شود. اين‏ها به صورت زيارت و به صورت دعا است؛ اما فى الواقع درس و تربيت است. در اين زيارت اين جمله را وقتى كه جلوى ضريح امام حسين‏عليه السلام مى‏ايستيم مى‏خوانيم:

«اِرادةُ الرَّبِّ فى مَقاديرِ اُمُورِهِ تَهبِطُ اليكم و تَصدُرُ مِنْ بيُوتِكُمْ...» (8) ؛ يعنى يگانه واسطه فيض به‏طور مطلق و فراگير شما هستيد.

آيا شما كه مقابل ضريح امام حسين‏عليه السلام اين جمله را مى‏گوييد، توجه داريد؟ اين درسى است از عقايد شيعيان.

يا در زيارت رجبيه مى‏خوانيم:

«...انا سائلكم و آملكم فيما اليكم التفويض و عليكم التعويض...» (9) .     

اين مطالب را ما در مقابل ضرايح ائمه‏عليهم السلام عرض مى‏كنيم. معنايش اين است كه ما عقيده خودمان را اظهار مى‏داريم. اين عقيده شيعه است. بنابر اين اصل و مبناى شيعه، وجود حجت ضرورت دارد. مبناى تشيع ضرورت وجود حجت به عنوان واسطه در فيض است.

ادامه دارد ...

--------------------------------------------------

پي نوشت ها:

1-(قصص /28) : 5-6.( ما مى خواستيم برمستضعفان زمين منت نهيم وآنان را پيشوايان و وارثان روى زمين قرار دهيم. وحكومتشان را درزمين پابرجا سازيم..)

2-سوره قصص (28) آيه 5

3-رى شهرى، محمد :ميزان الحكمة، ج2 ح11042، (از حضرت امام صادق (ع) شنيدم كه مى فرمود ، رسول خدا (ص) نظرى به سوى على وحسن وحسين (ع) افكند وگريست و [ سپس] فرمود: شما مستضعفان پس از من هستيد .مفضل از امام صادق (ع) پرسيد : معناى اين سخن چيست؟ امام (ع) فرمود: معنايش آن است كه شما امامان پس ازمن هستيد ؛ [زيرا] خداوند عزوجلّ فرموده است«... ونريد...» [بعد] ادامه داد :اين آيه تا قيامت درباره ماجارى است ومصداق دارد.

4-عبده ،محمد نهج البلاغه ، دارالمعرفة، بيروت ، كلمات قصار شماره 209

5-قصص (28)5-6.

6-واماميه گمان مى كنند كه اين آيه وعده اى از جانب خدا درباره امام غايبى است كه درآخر الزمان به زمين حكم مى راند، و اصحاب ما(اهل تسنن) مى گويند:اين وعده اى است كه به امامى كه بر زمين حكم مى كند وبركشورها مستولى مى شود.

7-ابن ابى الحديد:شرح نهج البلاغه ( لزومى ندارد كه امام درحال حاضر موجود باشد، بلكه درصحيح بودن اين كلام همين كفايت مى كند كه درآخر وقت متولد شود..

8-كلينى : الكافى ، ج 4 ص557. (... اراده خداوند درجريان مقادير امور به سوى شما فرودمى آيد واز منازل شما صادر مى شود..

9-قمى ، شيخ عباس : كليات مفاتيح الجنان ، ص 257، زيارت رجبيه : (... من ازشماميخواهم وبه شما اميد بسته ام درآ،جه به شما تفويض شده وبرشماست عوض دادن..)؛ صدوق :منلايحضره القيه ،ج 2 ص 596

 برگرفته از سایت تبیان.


 

نوشته شده توسط منتظر در چهارشنبه 3 مهر1387 ساعت 12:11 بعد از ظهر موضوع مهدویت از دیدگاه ... | لینک ثابت


مهدي(عج) موعود در انجيل

 

مهدي(عج) موعود در انجيل

یا ابا صالح المهدی

بر طبق بشارت‌هاي كه در كتاب انجيل آمده اين است كه حضرت مسيح به دنبال قيام حضرت حجت(عج) در فلسطين خواهند آمد و به ياري آن حضرت خواهد شتافت و پشت سر آن حضرت نماز خواهند خواند تا يهوديان و مسيحيان به اسلام روي آورده، و جز پيروان حضرت مهدي بشوند كه در اين قسمت به برخي از آنها اشاره مي‌شود:


1. انجيل متي

پس عيسي از هيكل بيرون شده برفت، و شاگردانش پيش آمد تا عمارت‌هاي هيكل را بدو نشان دهند عيسي ايشان را گفت: آيا همة اين چيزها را نمي‌بينيد؟ هر آينه به شما مي‌گويم: در اينجا سنگي بر سنگي گذارده نخواهد شد كه به زير افكنده نشود و چون به كوه زيتون نشسته بود شاگردانش در خلوت نزد وي آمده گفتند: به ما بگو كه اين امور كي واقع مي‌شود؟ و نشان آمدن تو و انقضاي عالم چيست؟

بقیه در ادامه مطلب.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط منتظر در سه شنبه 15 مرداد1387 ساعت 4:44 بعد از ظهر موضوع مهدویت از دیدگاه ... | لینک ثابت


برداشت‌هاي غلط از انتظار فرج از ديدگاه امام خميني (ره)

 

 برداشت‌هايي كه از انتظار فرج شده است؛ بعضي اش را من عرض مي كنم. بعضي‌ها انتظار فرج را به اين مي دانند كه در مسجد، در حسينيه، در منزل بنشينند و دعا كنند و فرج امام زمان- سلام الله عليه- را از خدا بخواهند. اينها مردم صالحي هستند كه يك همچو اعتقادي دارند. بلكه بعضي از آنها را كه من سابقاً مي شناختم بسيار مرد صالحي بود، يك اسبي هم خريده بود، يك شمشيري هم داشت و منتظر حضرت صاحب - سلام الله عليه- بود.

اينها به تكاليف شرعي خودشان هم عمل مي كردند و نهي از منكر هم مي كردند و امر به معروف هم مي كردند، لكن همين، ديگر غير از اين كاري ازشان نمي آمد و فكر اين مهم كه يك كاري بكنند، نبودند.
بقیه در ادمه مطلب.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط منتظر در چهارشنبه 22 خرداد1387 ساعت 11:16 قبل از ظهر موضوع مهدویت از دیدگاه ... | لینک ثابت


" رنگ سبز انتظار"

" رنگ سبز انتظار"

حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:

" افضل اعمال امتی، انتظارالفرج "

با فضیلت ترین اعمال امت من، انتظار فرج است.

بقیه در ادامه مطلب.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط منتظر در یکشنبه 5 خرداد1387 ساعت 9:30 قبل از ظهر موضوع مهدویت از دیدگاه ... | لینک ثابت


مهدويت از ديدگاه آيت‌الله‌العظمي بهجت

  • اشاره:

آيت‌الله العظمي محمدتقي بهجت كه از مفاخر زندة تشيع است، براي بسياري  شناخته شده‌اند. ايشان كه شيخ الفقهاء اين عصرند از بزرگان اهل عرفان عملي نيز به شمار مي‌آيند. شهادت بزرگان معرفت چون ميرزا علي آقاي قاضي، امام خميني، آيت‌الله بهاءالديني و ... بر اين مطلب صحّه نهاده و ده‌ها نقل كرامت عملاً ايشان را بين خاص و عام شهرة اين مقامات نموده است.

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط منتظر در یکشنبه 22 اردیبهشت1387 ساعت 11:23 قبل از ظهر موضوع مهدویت از دیدگاه ... | لینک ثابت


پيشگويى‏هاى نهج‏البلاغه در باره حضرت مهدى(عج)

پيشگويى‏هاى نهج‏البلاغه در باره حضرت مهدى(عج)

 

                                             امام مهدي

                                                           از آنكه روي گردانده نااميد مشو!


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط منتظر در جمعه 9 آذر1386 ساعت 11:3 بعد از ظهر موضوع مهدویت از دیدگاه ... | لینک ثابت