تبليغاتX
دوران انتظار
قواعد و احکام فقهی دولت منتظر

قواعد و احکام فقهی دولت منتظر

قواعد و احکام فقهی دولت منتظر

 

مقدمه

بحثی که در این مقاله دنبال می‌شود راجع به قواعد فقهی ویژه دولت منتظر است. قبل از پرداختن به بحث لازم است این نکته را مورد توجه قرار دهیم که از قدیم‌الایام تا کنون این سؤال بین برخی از متفکران مسلمان وجود داشته است که آیا قبل از ظهور امام عصر(عج) جایز است دولتی تشکیل شود یا خیر؟ حتی برخی این نکته را مطرح کرده‌اند که بر اساس برخی از روایات هر دولتی قبل از قیام قائم تشکیل شود فرومی‌پاشد و با این بحث اصل مطلوبیت شکل‌گیری دولت را نیز زیر سؤال برده‌اند. بایر گفت که با وجود این گونه مباحث بسیاری از عوام متدین رغبتی به مبارزه با ظلم و برهم زدن وضع موجود که جز جور و ستم نبود نشان نمی‌دادند. اما برخلاف این تفکر بسیاری از عالمان شیعه از دیرزمان بر این اعتقاد بوده‌اند که بر اساس فریضه امر به معروف و نهی از منکر باید با ظالم مبارزه کرد و تشکیل حکومت نیز در صورت توان برای اقامه احکام و دستورات اسلام لازم و ضروری است. این فقیهان با عنایت به عمومیت خطاب‌های اجتماعی قرآن معتقدند که مسلمانان در صورت امکان باید به این خطابات عمل کنند و این در حالی است که غالب این‌گونه خطاب‌ها تنها در قالب نظامی مبتنی بر اسلام قابل اجراست. پس می‌توان گفت ابزار عمل به خطابات قرآنی حکومتی مبتنی بر اسلام
می ‌باشد.نظام وحکومتی که بر اساس اصول و معیارهای اسلامی بنا شده باشد و احکام اسلام - از جمله احکام اجتماعی آن - اجرا شود.
در گذشته یکی از دغدغه‌های افراد حتی برخی از متدینین تردید در توان پاسخگویی اسلام به مشکلات حکومت در حوزه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و… بود اما امروزه آشنایی با فقه اسلام و پی بردن به غنای آن در عرصه‌های مختلف این تردیدها را برطرف می‌سازد. چه این که فقه سیاسی اسلام حاوی قواعد و احکامی است و حکومت اسلامی در عصر غیبت می‌تواند با استمداد از آن قواعد و احکام به حوادث واقعه پاسخی درخور ومناسب دهد.
در این راستا این مقاله به دنبال آشنایی مخاطبان با قواعد ویژه دولت منتظر است. قواعدی که با عمل به آن‌ها اهداف دولت جامه عمل پوشانده می‌شود. در این‌جا ابتدا به اختصار اهداف دولت منتظر را شرح داده سپس به توضیح قواعد مورد استفاده آن دولت در دو عرصه داخلی و خارجی می‌پردازیم.
 
بقیه در ادامه مطلب.


 

 

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط منتظر در چهارشنبه 26 فروردین1388 ساعت 8:37 قبل از ظهر موضوع حکومت مهدوی | لینک ثابت


 

عزاداری و انتظار

عزاداری و انتظار


عزاداری و انتظار

نويسنده: احمد شجاعي

اشاره:

موضوع زيارت قبور مطهر و مقدّس معصومين(ع) توسل به آن‌ها و سوگواري در ايّام شهادت‌شان، به ويژه در مورد حضرت مقدّس سيدالشهدا(ع)، از موضوعاتي است كه در فرهنگ اسلامي، جايگاه رفيعي دارد. از ناحيه ذات اقدس الهي در احاديث قدسي و نيز از سوي چهارده معصوم(ع) سفارش زيادي به عزاداري سيدالشهدا(ع) شده است، كه اين مطلب حاكي از نقش عظيم اين امر در احياي دين و زنده نگه داشتن آن است.به عبارت ديگر مي‌توان چنين مجالسي را از مهم‌ترين وسايل صيانت از كيان دين و جامعه اسلامي و نيز بسط روح دين و دينداري دانست.متأسفانه عزاداري‌ها با همة اهميت و جايگاه مهمي كه در فرهنگ اسلامي دارند، در طول زمان دچار آفات، خطرات و انحرافاتي شده است كه نقش اين وسيلة مهم را تا حدودي كم‌ رنگ كرده است.در اين مطلب، نويسنده مي‌كوشد تا بعضي از شرايط ظاهري و باطني عزاداري يك منتظر را ارائه نمايد. باشد كه مورد استفاده قرار گيرد.

وظيفة عزادار در قبال امام زمان(ع)

عزدار حقيقي به خوبي مي‌داند كه سوگواري و برپايي مجالس بزرگداشت براي اهل بيت(ع) فقط قسمت كوچكي از وظايف الهي او نسبت به آنان است بلكه وظيفة بالاتر، توجه به درس‌ها و عبرت‌هاي عاشورا و عمل به آن‌ها است.عمل به تكاليف از جمله درس‌هايي است كه عزادار حقيقي از عاشوراييان فرا گرفته است. او خود را نسبت به امام زمانش مكلف و مسئول مي‌داند.1 عزادار، نيك مي‌داند كه بايد به تنهايي در دادگاه عدل الهي نسبت به رفتار خود با امام زمانش پاسخگو باشد لذا، براي عمل به وظيفه‌اش منتظر هيچ‌كس نمي‌ماند؛ او منتظر سازمان‌ها، نهادها و اشخاص نيست. او خودش به تنهايي براي خارج كردن امام زمان(ع) از تنهايي، غيبت، اضطرار و آوارگي تلاش مي‌كند. او مانند شهداي كربلا كه هرگز به كمي نفراتشان توجه نكردند و هر يك فقط و فقط به فكر انجام وظيفه در قبال امام مظلوم و تنهاييش بود و كاري به نتيجه و تأييد ديگران نداشت، عمل مي‌كند. مانند «عبدالله بن حسن(ع)» كه وقتي ديد عمويش تنها و مجروح به روي زمين افتاده است و دشمن دور او را گرفته، خود را به عمويش رساند و هنگامي كه «ابجربن كعب» شمشيرش را فرود آورد كه امام را بكشد، دست خود را در مقابل شمشير او گرفت تا از امامش دفاع كند و دستش قطع شد و در آغوش عمويش حسين(ع) افتاد تا اين كه «حرمله» او را با تير به شهادت رساند.2عزادار حقيقي يا «منتظر حقيقي» در اين مرحله مي‌داند كه اگر بخواهد رضايت خدا را جلب كند و به هدف خلقت و كمال نهايي و غايي وجودش نايل شود، بايد به اين «تنها موعظه» خداوند متعال در قرآن كريم عمل كند كه فرمود:
قل إنّما أعظكم بواحدةٍ أن تقوموا لله مثني و فرادي.3
اي رسول ما،‌ به امت بگو كه من به يك سخن شما را موعظه مي‌كنم و آن سخن اين است كه شما، خالص دو نفري، و يا به تنهايي براي خدا قيام كنيد.
امام خميني(ره) دربارة‌اين موعظة خداوند چنين مي‌فرمايند:
خداي تعالي در اين كلام شريف، از سر منزل تاريك طبيعت تا منتهاي سير انسانيت را بيان كرده و بهترين موعظه‌هايي است كه خداي عالم از ميانه تمام مواعظ انتخاب فرموده و اين يك كلمه را پيشنهاد بشر فرموده، اين كلمه تنها راه اصلاح دو جهان است. قيام براي خدا است كه ابراهيم خليل الرحمن را به منزل خُلّت رساند و از جلوه‌هاي گوناگون عالم طبيعت رهاند.
خليل آسا در علم اليقين زن
نداي لا اُحبّ الآفلين زن
قيام لله است كه موساي كليم را با يك عصا بر فرعونيان چيره كرد و تمام تخت و تاج آن‌ها را به باد فنا داد. و نيز او را به ميقات محبوب رساند و به مقام صعق و صحرا كشاند. قيام براي خدا است كه خاتم‌النبيّين(ص) را يك تنه بر تمام عادات و عقايد جاهليت غلبه داد و بت‌ها را از خانة خدا بر انداخت و به جاي آن توحيد و تقوا را گذاشت و نيز آن ذات مقدس را به مقام «قاب قوسين او أدني» رساند. خودخواهي و ترك قيام براي خدا ما را به اين روزگار سياه رسانده، همة جهانيان را بر ما چيره كرده، و كشورهاي اسلامي را زير نفوذ ديگران در آورده... موعظت خداي جهان را بخوانيد و يگانه راه اصلاحي را كه پيشنهاد فرموده بپذيريد و ترك نفع شخصي كرده، تا به همة سعادت‌هاي دو جهان نائل شويد و با زندگاني شرافتمندانه دو عالم دست در آغوش شويد.»4
آري، خودخواهي ما و ترك قيام براي خدا است كه ما را به روز سياه غيبت امام زمان(ع) و تنهايي و غربت حضرت كشانده و مستكبران را بر كشوهاي اسلامي حاكم كرده است. همان‌طور كه خود آن حضرت فرمود:
اگر شيعيان نسبت به ما وفادار و هم‌دل بودند، ظهور ما به تأخير نمي‌افتاد5.
راه چاره همان است كه امام خميني(ره) فرمود، يعني موعظة خداي جهان را بخوانيم و يگانه راه اصلاحي را كه پيشنهاد فرموده، بپذيريم و ترك نفع‌هاي شخصي كنيم و با منتقم اصلي حسين(ع) آشتي كنيم، و با وفاداري نسبت به او، براي رفع موانع ظهورش و نبرد با دشمنانش قيام لله كنيم و از اين حالت دنيازدگي و انفعال خارج شويم و با كنار گذاشتن نفع‌هاي شخصي و جيفة گنديدة دنيا، براي ظهورش عملياتي شويم.6.امام خميني(ره) در جاي ديگر مي‌فرمايند: نگوييد تنها هستيم،‌ تنهايي هم بايد قيام بكنيم، اجتماعي هم بايد قيام كنيم، بايد قيام كنيم، با هم بايد قيام كنيم، همه موظفيم به اينكه براي خدا قيام كنيم.7
براي خدا قيام كنيد و از تنهايي و غربت نهراسيد.8
در زيارت عاشورا پس از اعلام برائت از بنيان‌گذاران ظلم به اهل بيت(ع) و نيز كساني كه آن‌ها را از مقامشان كنار زدند و همچنين كساني كه مقدمات جنايات ظالمان را فراهم كردند. نسبت به پيروان و تابعين و دوستان آن‌ها نيز اعلام برائت مي‌شود، يعني از همة كساني كه در طول تاريخ در مصيبت اعظم، به خصوص در غيبت امام زمان(ع) نقش داشته و كار آن‌ها به نحوي مانعي بر سر راه ظهور منجي بشريت بوده است. براي همين است كه بلافاصله خطاب به سيدالشهدا(ع)چنين عرض مي‌كنيم:
اي اباعبدالله، من تا قيامت با كساني كه با شما در سلم و صلح هستند در صلحم و با كساني كه با شما در جنگ هستند، در جنگم.9
به اين ترتيب نظام دوستي و دشمني عزادار حقيقي به طور كامل روشن و مشخص است. او با همة كساني كه شيعه و محبّ اهل بيت(ع) هستند و با آن‌ها دشمني ندارند، در صلح و دوستي است و با همه كساني كه دشمن اهل بيت(ع) و به خصوص امام زمان(ع) هستند، در جنگ است. واين دوستي و دشمني تا قيامت ادامه دارد. اگر دشمنان امام زمان تا قيامت هم حضرت مخالفت و دشمني داشته باشند، عزادار حقيقي هرگز از مبارزه و جهاد عليه آن‌ها خسته و ناتوان نمي‌شود. لذا پس از اعلام جنگ با دشمنان آن‌ها، ابتدا بنيان‌گذاران ظلم بر آن‌ها را مورد لعن قرار مي‌دهيم و پس از اين كار انتقام حسين(ع) را به همراه امام زمان(ع) آرزو مي‌كنيم. چرا كه مبارزه با دشمنان اهل بيت بدون همراهي با امام زمان(ع) فايده ندارد و انتقام از آنان بدون آن حضرت ممكن نيست. بنابراين عنصر جهاد و مبارزه هرگز از زندگي عزادار حقيقي حذف نمي‌شود. او تا وقتي كه با مصيبت اعظم غيبت امام زمان(ع) آن هم در اوج غربت و مظلوميت و تنهايي رو به روست، هرگز آرام و قرار ندارد.او تا لحظه‌ با شكوه ظهور و از بين رفتن اين مصيبت اعظم به مبارزه با دجّال و موانع ظهور ادامه مي‌دهد. و پس از ظهور نيز به جهاد در راه امامش براي انتقام امام حسين(ع) و ساير اهل بيت(ع) ادامه مي‌دهد و رمز اين كه اين مبارزه و جهاد هميشگي و طولاني است،‌ اين است كه قرآن كريم به همة مسلمين دستور داده است كه تا رفع فتنه و حاكميت دين خدا در سراسر جهان به جهاد مقدس خود ادامه دهند:
و قاتلوهم حتّي لا تكون فتنةٌ و يكون الدّين كلّه لله. 10
با كافران جهاد كنيد كه ديگر فتنه‌اي باقي نماند و آيين همه ما در دين خدا باشد.
كدام فتنه و مصيبت براي جامعة انساني بالاتر از غيبت امام زمان(ع) و محروميت جامعة جهاني از رهبر معصوم و متخصص الهي و مظهر خدا است. عزادار حقيقي در اين مقطع حساس و سرنوشت‌ساز با تشخيص وظيفة الهي جهاد، بدون فوت وقت تا رفع اين بزرگ‌ترين فتنه، و تا رسيدن به امام خود و جهاد در ركاب او، به مبارزه مي‌پردازد. او نيك مي‌داند بهترين زمان براي سربازي و خدمت و تقرّب نسبت به امام زمان(ع) زماني كنوني است. نه زمان ظهور كه زمان پيروزي است. چنان كه قرآن كريم مي‌فرمايد:
لا يستوي منكم من أنفق من قبل الفتح و قاتل أولئك أعظم درجةً من الذّين أنفقوا من بعد و قاتلو و كلاً وعدالله الحسني و الله بما تعملون خبيرٌ.11
آن مسلماناني كه پيش از فتح مكه در راه دين انفاق و جهاد كردند با ديگران برابر نيستند آنان درجه‌اي عظيم‌تر دارند، تا كساني كه بعد از فتح انفاق و جهاد كردند. البته خدا به هر دو طايفه وعده احسان داد. و خدا به آنچه مي‌كنيد آگاه است.
قيام و جهاد براي برطرف كردن موانع ظهور ارزش و اهميت بيشتري نسبت به سربازي و جهاد در ركاب آن حضرت را دارد، زيرا قرآن كريم همراهي با امام را قبل از پيروزي با ارزش‌تر و مهم‌تر مي‌داند. بزرگ‌ترين گناه براي عزدار در مرتبه پنجم، تنها گذاشتن امام زمان(ع) است. عزادار كه در اين مرتبه آگاهي زيادي نسبت به درس‌ها و پيام‌هاي عاشورا دارد، به وفاداري و هم‌دلي نسبت به امام زمانش بيشترين توجه و اهتمام را دارد. او از اصحاب عاشورا درس بزرگ وفاداري نسبت به امام زمان خويش را به خوبي آموخته است. وفاداري يعني پاي‌بند بودن به عهد و پيماني كه بسته‌ايم. وفاي به عهد، به خصوص نسبت به امام و رهبر معصوم از بزرگ‌ترين واجبات است و پيمان شكني و بي‌وفايي از بزرگ‌ترين محرمات مي‌باشد. قرآن كريم و روايات معتبر اسلامي مملوّ از توصية اكيد به رعايت عهد و وفاداري و پرهيز از عهد شكني و بي وفايي است. سيدالشهدا(ع) در روز عاشورا دربارة دو گروه دوستان و دشمنان سخن گفت. دوستان خويش را به وفاداري ستود و دشمنانش را به خاطر بي‌وفايي‌شان مورد نكوهش و سرزنش قرار داد. آن حضرت(ع) در مورد دوستان خود فرمودند:
من اصحابي باوفاتر و بهتر از اصحابم نمي‌شناسم. 12
در روز عاشورا وقتي بر بالين «مسلم بن عوسجه» آمد، اين آية شريفه را خواند:
فهمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و ما بدّلوا تبديلاً.13
از مؤمنين مرداني هستند كه با عهد خويش با خدا صادق بودند، برخي‌شان به عهد خود وفا كرده و جان باختند، برخي هم منتظرند و عهد و پيمان را هيچ دگرگون نساختند.
امام(ع) دربارة دشمنان خود نيز چنين فرمودند: «اهل وفا به پيمان نيستند، عهد خويش را شكسته و بيعت مرا از گردن خود كنار نهاده‌ايد. به جانم سوگند، با پدرم، با برادرم و با پسر عمويم مسلم بن عقيل نيز همين كار را كرديد».14
در «زيارت اربعين» خطاب به خود آن حضرت چنين عرض مي‌كنيم:
شهادت مي‌دهم كه تو به عهد خود وفا كردي و تا رسيدن به يقين (شهادت) در راه او جهاد كردي15.

پي نوشت :

٭ برگرفته از: كتاب: عزادار حقيقي، نوشتة محمد شجاعي.
1. يوم ندعوا كلّ اناسٍ بامامهم؛ روزي كه ما هر گروهي از مردم را با پيشوايشان دعوت مي‌كنيم. (سورة اسراء (17)، آية 71)
2. مجلسي، بحارالأنوار، ج 45، ص 53.
3. امام خميني(ره)، صحيفة نور، ج 1، ص 3.
4. سوره سبأ (34)، آيه 46.
5. مجلسي، همان، ج 53، ص 177.
6. براي آشنايي بيشتر با كيفيت عملياتي شدن به بخش چهارم كتاب آشتي با امام زمان(ع) مراجعه شود.
7. امام خميني(ره)، همان، ج 16، ص 201.
8. همان، ج 20، ص 127.
9. زيارت عاشورا؛ يا اباعبدالله سلمّ لمن سالمكم و حربٌ لمن حاربكم الي يوم القيامة
10. سورة انفال (8)، آية 39.
11. سورة حديد (57)، آية 10.
12. موسوعة كلمات الامام الحسين، ص 395؛ فإنّي لا اعلم اصحاباً أوفي و لا خيراً من اصحابي
13. سوره احزاب (33)، آيه 23.
14. موسوعة كلمات الامام الحسين، ص 363.
15. محدث قمي، مفاتيح الجنان، زيارت اربعين. أشهد أنّك وفيت بعهدالله و جاهدت في سبيله حتّي أتيـٰك اليقين.

منبع: ماهنامه موعود شماره 72


 

نوشته شده توسط منتظر در سه شنبه 25 فروردین1388 ساعت 6:10 بعد از ظهر موضوع مهدویت از دیدگاه ... | لینک ثابت


سيره حكومتي امام زمان (عجل الله تعالی فرجه)


سيره حكومتي امام زمان (عجل الله تعالی فرجه)

 

سيره حكومتي امام زمان (عجل الله تعالی فرجه)

 
 
دوران پس از ظهور حضرت مهدى (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) بدون شك، والاترين و شكوفاترين و ارج مندترين، فصل تاريخ انسانيت است. آن دوران، دورانى است كه وعده هاى خداوند درباره ى خلافت مؤمنان و امامت مستضعفان و وراثت صالحان، عملى مى گردد و جهان با قدرت الهى آخرين پرچمدار عدالت و توحيد، صحنه ى شكوه مندترين جلوه هاى عبادت پروردگار مى شود. در احاديث مختلف، گوشه هايى از عظمت آن دوران به تصوير كشيده شده است. ما، با استفاده از اين احاديث، برخى از كارهايى را كه امام زمان (علیه السلام) براى ايجاد جامعه اى متكامل و ايده ال، انجام مى دهند، اشاره مى كنيم:

1 - حاكميت اسلام در سراسر هستى

بعد از ظهور امام زمان(عليه السلام) عدّه اى عليه آن حضرت وارد جنگ مى شوند و سعى خواهند كرد تا از تشكيل حكومت عدل الهى بر روى زمين ـ كه وعده ى آن، از سوى انبيا و امامان(عليهم السلام) داده شده است ـ جلوگيرى كنند. امام(عليه السلام) ابتدا، آنان را به راه حق دعوت خواهد كرد و اگر قبول نكردند، با آنان وارد كارزار مى شود و هرگونه فساد و كژى را نابود خواهد كرد.
امام باقر(عليه السلام) در تفسير آيه ى (وَ قاتِلُوهُمْ حَتّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلّهِ);(1) مى فرمايد: تأويل اين آيه، هنوز نيامده است... پس زمانى كه تأويل آن فرا رسد، مشركان كشته مى شوند، مگر موحّد شوند و شركى باقى نماند.(2) و در حديث ديگرى مى فرمايد: با مشركان جنگ مى كنند تا اين كه موحّد شوند و شريكى براى خدا قرار ندهند. چنان (امنيتى حاصل) مى شود كه پير زن كهنسال، از مشرق به مغرب مى رود، بدون آن كه كسى جلوى او را بگيرد.(3)
امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: إذا قام القائم لايبقى أرض إلّا نودى فيها شهاده أنْ لا إله إلّا الله و أنّ محمّداً رسول الله;(4) زمانى كه قائم(عليه السلام) قيام كند، هيچ سرزمينى نمى ماند، مگر اين كه نداى شهادتين (لا إله إلّا الله و محمّد رسول الله) در آن طنين اندازد.

2 - احياى قرآن و معارف قرآنى

اميرالمؤمنين(عليه السلام) با اشاره به قيام حضرت مهدى (عج) مى فرمايد: كأنّي أنظر الى شيعتنا بمسجد الكوفه و قد ضربوا الفساطيط يعلّمون الناس القرآن كما اُنزل;(5) گويا شيعيان ما اهل بيت(عليه السلام) را مى بينم كه در مسجد كوفه گرد آمده اند و خيمه هايى برافراشته اند و در آن ها قرآن را آن چنان كه نازل شده است، به مردم ياد مى دهند. بنابراين، محور حركت نهضت جهانى امام مهدى، قرآن است و آن حضرت با تعليم قرآن، آن را سرمشق زندگى انسان ها قرار خواهند داد. حضرت على(عليه السلام) در بيان احوال زمان ظهور امام مهدى (عج) مى فرمايد: (امام مهدى) هواى نفس را به هدايت و رستگارى برمى گرداند، زمانى كه مردم هدايت را به هواى نفس تبديل كرده باشند، و رأى را به قرآن برمى گرداند، زمانى كه مردم قرآن را به رأى و انديشه مبدل كرده باشند.(6)

3 - گسترش عدالت و رفع ستم

مهم ترين شاخص قيام امام مهدى (عجل الله تعالی فرجه) كه تقريباً در اكثر روايات مربوط به آن حضرت ذكر شده است، ريشه كن ساختن ظلم و ستم و فراگير كردن عدل و قسط در سراسر گيتى است، به گونه اى كه مى توان ادعا كرد كه جمله ى «يملأ الأرضَ قسطاً وعدلا كما ملئت ظلماً و جوراً» كه در اكثر احاديث ذكر شده، هم تواتر لفظى دارد و هم تواتر معنوى. پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلّم) مى فرمايد: قيامت بر پا نمى شود، مگر اين كه مردى از اهل بيت من كه اسمش شبيه اسم من است، حاكم شود و زمين را پر از عدل و قسط كند، همان گونه كه پر از ظلم و جور شده بود.(7)

4 - گرايش دوباره به اسلام حقيقى

بعد از وفات پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله و سلّم) و واقعه ى سقيفه بنى ساعده، خلفا سعى كردند با منع نقل و تدوين احاديث پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلّم) از روشن شدن جايگاه اهل بيت(عليه السلام) ـ كه به عنوان مفسران دين اسلام و ثقل اصغر نقش هدايت جامعه را داشتند ـ جلوگيرى كنند و همين امر موجب شد تا انحرافات و گمراهى هايى كه دامن گير ساير اديان شده بود، در ميان مسلمانان نيز شيوع يابد و برخى عناصر يهودى و مسيحى، با كمك دستگاه خلافت، اسلام را مطابق سليقه ى خود و مناسب با منافع حاكمان توجيه و تفسير كنند و موجب جدايى هر چه بيش تر مردم از اهل بيت(عليهم السلام) شوند. افرادى مانند تميم دارى، وهب بن منبه، كعب الاحبار، ابوهريره، عروة بين زبير، عبدالله بن عمر، ... با تفسيرهايى كه بيش تر با هواهاى نفسانى و خواسته هاى حاكمان مطابقت داشت از همان آغاز، موجب بروز برخى انحرافات و بعدها ايجاد فرقه هاى كلامى در زمان هاى بعد و... شدند و مردم را از چشمه ى علم اهل بيت(عليه السلام) محروم ساختند. به همين دليل، آن گاه كه امام زمان(عليه السلام) قيام مى كند، به پيراستن دين اسلام از انحرافات و پيرايه هايى خواهد پرداخت كه از سوى منحرفان بر دين اسلام تحميل شده است و مردم را به اسلامى كه پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلّم) آن را ابلاغ كرده بود، دعوت خواهد كرد. امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: زمانى كه حضرت قائم(عليه السلام) قيام مى كند، مردم را مجدداً به اسلام فرا مى خواند و به امرى هدايت مى كند كه فراموش شد و جمهور از آن منحرف شده اند...(8)

5 - فراوان شدن نعمت هاى دنيوى

يكى از مطالب مهم كه در احاديث مربوط به امام زمان (عج) بر آن تأكيد شده است، وفور نعمت هاى مادّى در زمان حكومت امام مهدى(عليه السلام) است. پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله و سلّم)مى فرمايد: ... يظهر الله له كنوز الأرض و معادنها; خداوند، گنج هاى زمين و معادن آن را براى امام مهدى (عج) ظاهر خواهد كرد.(9) از اميرالمؤمنين(عليه السلام) نقل شده كه فرمود: ...هنگامى كه قائم ما قيام كند، آسمان، باران خود را فرو خواهد ريخت و زمين، گياهان خود را خواهد رويانيد... به گونه اى كه زن، ميان عراق و شام راه خواهد رفت و همه جا بر روى گياه پا خواهد گذاشت... .(10)

6 - عمران و آبادى

امام زمان(عليه السلام) علاوه بر هدايت دينى، اجتماعى ، سياسى، به امور دنيوى نيز رسيدگى مى كند و به عمران و آبادى شهرها و روستاها خواهد پرداخت. امام باقر(عليه السلام) مى فرمايد: فلا يبقى في الأرض خراب الّا عُمَّر;(11) بر روى زمين، هيچ خرابى نخواهد بود، مگر اين كه آباد خواهد شد. مفضّل از امام صادق(عليه السلام) نقل مى كند كه آن حضرت فرمود: هنگامى كه قائم آل محمد(عليهم السلام) قيام كند، در پشت كوفه، مسجدى بنا خواهد كرد كه هزار در دارد و خانه هاى كوفه به نهر كربلا متصل خواهد شد.(12) در حديث ديگرى نقل شده كه امام مهدى(عليه السلام)راه ها را وسيع مى كند، آب هاى ناودان ها و فاضلاب ها را كه به راه هاى عمومى مى ريزد، قطع مى كند و چيزهايى را موجب راه بندان مى شوند، رفع مى كند. خلاصه، امور شهرى را سامان خواهد داد.(13)

7 - تكامل علمى و عقلى مردم

امام مهدى (عج) با نهضت خود، درهاى رحمت را باز مى كند و موجب تكامل علوم و صنايع خواهد شد و علوم، چنان رشد و گسترش خواهد يافت كه همه شگفت زده خواهند شد. امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: علم، بيست و هفت حرف است. تمام آن چه انبيا آورده اند، دو حرف است و مردم، تا امروز، بيش از آن دو حرف نمى شناسند. هنگامى كه قائم ما(عليه السلام)قيام كند، بيست و پنج حرف را مى آورد و بين مردم توسعه خواهد داد و به دو حرف قبلى اضافه خواهد كرد تا بيست و هفت حرف كامل شود.(14)
اين حديث، نشانه ى سرعت و شتاب زدگى و گسترش و توسعه ى علوم در ميان مردم است كه به دست امام مهدى (عج) صورت خواهد گرفت، به گونه اى كه در مدّت حكومت آن حضرت، مردم، بيش از دَه برابر آن چه را از زمان خلقت تا زمان قيام آن حضرت از علم به دست آورده بودند، به دست خواهند آورد.
در روايت ديگرى امام باقر(عليه السلام) مى فرمايد: هنگامى كه قائم ما قيام كند، دست خود را بر روى سر بندگان خواهد گذاشت و بدين وسيله، عقل هاى آنان جمع مى شود و اخلاقشان كامل مى شود.(15) از مجموع احاديث، استنباط مى شود كه براى انسان، در دوره ى حكومت امام مهدى (عج) تمام ايده آل ها و آرزوهاى حقّى كه دارد و ممكن است كه بر آن ها دست بيازد، تحقّق خواهد يافت و از نظر علمى، اخلاقى، اقتصادى، امنيتى، ... به كمال مطلوب خود، خواهد رسيد.

پي نوشت ها :

1 . انفال: 39.
2 . بحارالأنوار، ج 52، ص 378.
3 . همان، ج 52، ص 343.
4 . همان، ج 52، ص 340.
5 . همان، ج 52، ص 366.
6 . نهج البلاغه، ترجمه و شرح علينقى فيض الاسلام، خ 138، ج 3، ص 424، مركز نشر آثار فيض الاسلام.
7 . بحارالأنوار، ج 51، ص 81.
8 . بحارالأنوار، ج 51، ص 30.
9 . بحارالأنوار، ج 52، ص 323.
10 . بحارالأنوار، ج 52، ص 322.
11 . همان، ج 52، ص 191.
12 . همان، ج 52، ص 337.
13 . همان، ج 52، ص 339.
14 . بحارالأنوار، ج 52، ص 336.
15 . همان.


منبع : انديشه قم


 

نوشته شده توسط منتظر در جمعه 21 فروردین1388 ساعت 9:23 قبل از ظهر موضوع حکومت مهدوی | لینک ثابت


به راستی انتظار یعنی چه؟!!

به راستی انتظار یعنی چه؟!!

انتظار

 انتظار را هم از نظر فرهنگی معنا كرده اند، هم از نظر نظامی. حضرت آیت الله جوادی آملی فرمودند: از نظر نظامی آن است که انسان خود را آماده دفاع از ولی خدا گرداند حتّی اگر شده با یک تیر! امّا از نظر فرهنگی، هم باید به احیای خود بپردازد و هم به احیای دیگران. خود را از گناهان پاک گرداند و از معاصی الهی دور نگه دارد و نیز کمک کند تا دیگران نیز با اهل بیت آشنا شوند و معارف الهی را دریابند.

بهترین انتظار آن است كه انسان قلب خود را در اختیار كسی قرار بدهد كه او به   اذن خدا آن را زیر و رو كند؛ انسان اگر متحول شد و منقلب شد، عالم را در كام خود شیوا و شیرین می بیند. چیزی برای او تلخ نیست. هیچ حادثه ای آن توان را ندارد كه قلب متحول شده را قبض كند!

 از وجود مبارك امام رضا (علیه و علی آبائه و ابنائه آلاف التحیه والثناء) رسیده است كه فرمودند: «رحم الله امرء حدث نفسه علینا و احیا امرنا؛ خداوند رحمت کند کسی را که نفسش را برای ما آماده می کند و امر ما را زنده می دارد.» یعنی در عصر غیبت منتظر ما باشد به این نحو كه خود را در محدوده امر ما منحصر كند و تنها امر ما را اطاعت کند و از قلمرو دستورات ما بیرون نرود و در یک کلام خودسازی کند. از طرف دیگر تلاش و كوشش انسان این باشد كه امور اهل بیت، معارف اهل بیت، آثار اهل بیت، مكتب اهل بیت را احیاء كند، یعنی به احیای دیگران بپردازد.

بهترین انتظار آن است كه انسان قلب خود را در اختیار كسی قرار بدهد كه او به ا ذن خدا آن را زیر و رو كند؛ انسان اگر متحول شد و منقلب شد، عالم را در كام خود شیوا و شیرین می بیند. چیزی برای او تلخ نیست. هیچ حادثه ای آن توان را ندارد كه قلب متحول شده را قبض كند! آن گاه از صمیم قلب فریاد می زند:

الهی! وعجّل لنا ظهوره إنّهم یرونه بعیداً و نریه قریباً.

منبع تبیان.


 

نوشته شده توسط منتظر در جمعه 14 فروردین1388 ساعت 10:5 قبل از ظهر موضوع حکومت مهدوی | لینک ثابت


قولي به امام زمان(عج) بدهيم

قولي به امام زمان(عج) بدهيم

شفاعت همسايه عيّاش

امام زمان(عج)

ابوبصير از اصحاب امام صادق(عليه‌السلام) تعريف مي‌كند كه: همسايه‌اي داشتم كه از همكاران سلطان ظالم و ستمكار بود و ثروت زيادي از كنار اين سلطان به دست آورده بود، و كنيزان و غلاماني داشت و هر شب مجلسي از عيّاشان تشكيل مي‌داد و به لهو و لعب و عيش و طرب مي‌گذرانيد و چند كنيز آوازه‌خوان و مطرب داشت كه مي‌خواندند و شراب مي‌دادند و مي‌خوردند. چون اين فرد همسايه من بود هميشه صداي آن منكرات از خانه او به گوش ما مي‌رسيد و ما را ناراحت مي‌كرد.

چندين بار به او گوشزد كردم كه صداي ساز و آوازت، موجب اذيت و آزار من و خانواده‌ام مي‌شود؛ ولي متاسفانه توجه نمي‌كرد، و اصرار و تكرار من به جايي نمي‌رسيد؛ تا يك روز گفت: من مردي مبتلايم و اسير شيطان شده‌ام اما تو گرفتار شيطان و هواي نفس نيستي. اگر وضع مرا به صاحب خود آقا حضرت صادق(عليه‌السلام) بگويي شايد حضرت دعايي كرده و خداوند مرا از پيروي نفس نجات دهد.

ابوبصير مي‌گويد: سخن آن مرد بر دلم نشست. وقتي خدمت امام صادق(عليه‌السلام) رسيدم؛ داستان همسايه‌ام را به آن حضرت عرض كردم. حضرت فرمود: وقتي كه به كوفه برگشتي او به ديدن تو خواهد آمد، به او بگو جعفر بن محمد(عليهماالسلام) مي‌گويد اگر كارهاي زشت و ناپسندت را ترك كني؛ من برايت بهشت را ضمانت مي‌كنم.

اي دوست عزيز كه در حال خواندن اين مطلب هستي؛ حاضريد كه امروز به امام عصرمان،‌ مهدي فاطمه(عليهماالسلام) قولي بدهيم؟

قول بدهيم كه دست از گناهامون برداريم تا امام زمان(عج)، رضايت خدا، خود و در نهايت بهشت را برايمان تضمين كند.

وقتي به كوفه برگشتم مردم به ديدنم آمدند آن همسايه‌ام نيز با آنها بود، وقتي مهمان‌ها رفتند و اطاق خلوت شد؛ گفتم وضع تو را براي امام صادق(عليه‌السلام) شرح دادم حضرت فرمود: سلام مرا به او برسان و بگو آن اعمال زشتت را ترك كن تا من برايت بهشت را ضمانت كنم.

آن مرد تا اين سخن را شنيد گريه‌اش گرفت. گفت تو را به خدا آقا امام صادق(عليه‌السلام) اين حرف را به تو زد. گفتم به خدا قسم حضرت اينگونه فرمودند. گفت: براي من همين بس است و از منزلم خارج شد.

پس از چند روز كه گذشت فردي را به دنبال من فرستاد، وقتي نزد او رفتم ديدم پشت در ايستاده و برهنه است گفت: هر چه مال داشتم در محلش صرف كردم و چيزي باقي نگذاشتم، براي اين است كه بدون لباس مانده‌ام. من سريع به دوستان مراجعه نموده و مقداري لباس كه او را تامين كند تهيه كرده، و برايش آوردم.

بعد از چند روز پيغام داد مريض شده‌ام بيا تو را ببينم. در مدت بيماري‌اش مرتب از او خبر مي‌گرفتم و با داروهايي به معالجه‌اش مشغول بودم. بالاخره يك روز به حال احتضار رسيد. در كنار بسترش نشسته بودم و او در حال مرگ بود. در آن حال بيهوش شد؛ وقتي بهوش آمد در حالي كه لبخند مي‌زد گفت:

اي ابابصير صاحبت امام صادق(عليه‌السلام) به وعده خود وفا كرد، اين را گفت و ديده از جهان بست.

در همان سال وقتي به حج رفتم در مدينه خدمت امام صادق(عليه‌السلام) رسيدم، در منزل اجازه ورود خواستم، همين كه وارد منزل شدم هنوز يك پايم در خارج منزل بود كه حضرت فرمود: اي ابابصير ديدي ما به وعده خود نسبت به همسايه‌ات وفا كرديم؟!

اي دوست عزيز كه در حال خواندن اين مطلب هستي؛ حاضريد كه امروز به امام عصرمان،‌ مهدي فاطمه(عليهماالسلام) قولي بدهيم؟

قول بدهيم كه دست از گناهامون برداريم تا امام زمان(عج)، رضايت خدا، خود و در نهايت بهشت را برايمان تضمين كند.

و چه چيز بالاتر از اين كه خدا و امام زمان(عج) از ما راضي باشد؟

چه چيز لذت بخش‌تر از اين است كه امام زمان(عج) به گونه‌اي به ما خبر دهند كه از شما راضي هستم؟

راهش واضح و روشن است و امام صادق(عليه‌السلام) به ما آموزش داده‌اند. بياييم و از امروز قول دهيم كه اعمال ناپسند را ترك كنيم. براي راحت انجام شدن اين كار، مي‌توانيم تمرين كنيم و گناهان را يك به يك كنار بگذاريم و از خود امام زمان(عج) مدد جوييم. يقين داشته باشيم كه اگر با اخلاص درخواست كنيم، حتما كمكمان مي‌كنند.  

برگرفته از بحارالانوار، ج 11 .

                                                                                                                                                    سايت تبيان


 

نوشته شده توسط منتظر در دوشنبه 10 فروردین1388 ساعت 9:51 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


گلی گم کرده‌ام

گلی گم کرده‌ام 

امام زمان علیه السلام

    

گلی گم کرده‌ام می‌جویم او را

به هر گل می‌رسم می‌بویم او را

گل من نی بود این و نه آنست

گل من مهدی صاحب زمان است

دلم اندر هوایش می‌زند پر

شرر افکنده بر جانم چو آذر

خوش آن روزی که با شم یاور او

بمانند گدایان بر در او

خوش آن روزی که من پروانه باشم

فدای آن گل یکدانه باشم

خوش آن روزی که من بر عهد دیرین

نثار او کنم این جان شیرین

الا ای گل کجایی جان فدایت

چه باشد گر که گردم خاک پایت

ز درد انتظارت جان به لب شد

تن فرسوده‌ام در تاب و تب شد

بسی رفتند و مردند از فراقت

ندیدند در جهان آن روی ماهت

                                                                                                                  

   "نبوی گرگانی"


 

نوشته شده توسط منتظر در شنبه 8 فروردین1388 ساعت 10:37 بعد از ظهر موضوع اشعارانتظار | لینک ثابت


سه دسته منتظر

سه دسته منتظر

امام زمان علیه السلام

ما سه دسته منتظر داریم:

1. کسی که از دور زیاد یاد امام می‌کند و انتظار دیدار او را می‌کشد تا علایم و آثاری از امامش را ببیند، که فرموده‌اند: افضل اعمال انتظار الفرج؛ برترین کارها انتظار فرج است.

2. کسی که آثار و جای پا و جلوه‌ای از امام دیده است، که فرموده‌اند: فان ذلک فرجکم: پس به درستی که فرج امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) فرج خود شماست. یعنی انتظار و دعا کردن برای خود شما گشایش و فرج می‌آورد.

3. اگر انتظار، کامل شود و محبت به کمال برسد طوری می‌شود که اگر حضرت مهدی(علیه‌السلام) را در ظاهر ببیند و یا نبیند در یقین او اثر ندارد، بلکه در همه وقت ایشان را با قلب خود مشاهده می‌کند. مانند پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و اویس قرنی که به ظاهر اصلا یکدیگر را ندیدند، اما هرگز از هم جدا نبودند.

امام سجاد(علیه‌السلام) می‌فرماید: ان اهل زمان غیبته افضل اهل کل زمان لان الله تعالی اتاهم من العقل والفهم والمعرفه حتی صارت الغیبة عندهم بمنزلة المشاهده؛منتظرین واقعی در زمان غیبت، از مردم تمامی زمان‌ها افضل هستند زیرا آنقدر از جانب خداوند عقل و فهم و معرفت پیدا کرده‌اند که غیبت و شهود برای آنها یکسان شده است.


 

نوشته شده توسط منتظر در شنبه 8 فروردین1388 ساعت 10:34 بعد از ظهر موضوع حکومت مهدوی | لینک ثابت