تبليغاتX
دوران انتظار

اميرمؤمنان (علیه السلام)و نويد آخرین نور الهی


اميرمؤمنان (علیه السلام)و نويد آخرین نور الهی

 


امام امير مؤمنان عليه السلام دروازه علم و دانش پيامبر و پدر گرانمايه امامان راستين و سالار خاندان پيامبر است. بيان آن حضرت ميان همه ي مسلمانان شهرت يافته است که مي فرمود:
«علمني رسول الله صلي الله عليه و اله و سلم ألف باب من العلم، يفتح لي من کل باب ألف باب.» [1]
يعني: پيامبر خدا يک هزار باب از علم و دانش را به من آموخت که از هر باب آن هزار باب گشوده مي شود.
آن حضرت از رخدادهاي فراوان و قضاياي بسياري پيش از رخ دادن آنها، بطور شگفت انگيزي خبر داد: از استيلاء سردسته پليد اموي معاويه بر کشورهاي اسلامي، [2] از شهادت امام حسين عليه السلام در کربلا بيست سال پيش از فاجعه غمبار عاشورا، [3] از سردمداران خودکامه رژيم تبهکار عباسي، از بناي بغداد و از انقراض
سلسله عباسي بدست مغول و... خبر داد.
براي نمونه:
1- از آن حضرت آورده اند که فرمود: «بغداد! و تو چه مي داني که بغداد چيست؟ سرزميني است با درختان گز، در آنجا بناها و ساختمانهاي پرشکوهي بنياد مي گردد و زرداران و زورمندان در آنجا جاي مي گيرند.
فرزندان «عباس» آنجا را به عنوان پايگاه قدرت و وطن خويش برمي گزينند و مرکز زر و زيور و زينت وتجملات خود قرار مي دهند.
پايگاه عياشي و بدمستي و بازي بني عباس، مرکز بيداد بيدادگران، پايتخت حکومت ترور و وحشت، قرارگاه رهبران و زمامداران فاسق و فاجر و وزيران خيانتکار مي گردد.
بقیه در ادامه مطلب.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط منتظر در چهارشنبه 23 اردیبهشت1388 ساعت 9:1 قبل از ظهر موضوع مهدویت از دیدگاه ... | لینک ثابت


عدالت مهدوي در نگاه قرآني به عدل (1)

عدالت مهدوي در نگاه قرآني به عدل (1)
 
 

عدالت مهدوي در نگاه قرآني به عدل (1)

 

نویسنده : حجت‌الاسلام والمسلمين سيد منذر حكيم
تنظيم: سيد محمد حسن حكيم

چكيده

در اين مقاله مفهوم عدل، به معناي شامل و جامع آن كه زير بنا و اساس تمام تفكرات اسلامي است، تبيين شده و رابطه آن، باحق و حد آشكار مي‌گردد. مفهوم عدل، در خداوند متعال و نسبت انسان و نظام خلقت با مفهوم عدل، كالبد‌شكافي شده و عدل، مقام و رتبه‌اي قابل دستيابي براي انسان تبيين مي‌شود. در نهايت، جايگاه عدل جهان‌شمول مهدوي در نظام آفرينش و چگونگي آينده انسان و جهان در پرتو آن، تبيين خواهد شد.
كليدواژه‌ها: عدل، عدالت مهدوي، قرآن، عدل الهي، جامعه، آينده بشر

عدل چيست ؟

مبحث عدل، از اساسي‌ترين مباحثي است كه بايد مورد اهتمام و دقت صاحب نظران قرار بگيرد، چراکه از جوانب و زواياي متعدد و گوناگوني حائز اهميت مي‌باشد.
اين حقيقت، براي كساني كه با مباحث قرآني و روايي آشنايي اندكي داشته باشند، از آشكارترين و بديهي‌ترين اصول اسلامي است كه تمام مباحث اسلامي، از آن الهام مي‌گيرد و در جايگاه‌هاي متعدد و به طرق گوناگون مطرح شده و تبيين گشته است.
نتيجه طبيعي اين گستردگي و شمول، آن است كه اولاً بررسي همه جانبه مبحث عدل، كاري بس مشكل خواهد شد و ثانياً هميشه پرونده اين بحث، باز خواهد بود و هر زمان، قابليت بررسي مجدد و واكاوي موشكافانه را دارا مي‌باشد.
آنچه در اين مقاله، پي‌جويي و تبيين مي‌شود، آن است كه در تمام مباحث اسلامي ـ اعم از مباحث عقلي و نقلي كه شامل تمام جوانب كلامي، تفسيري، فقهي، اخلاقي و... مي‌باشد ـ مبحث عدل، محوريت داشته و در واقع، جدا از كاربرد‌هايي كه به صورت جزئي يا كلي در اين مباحث دارد، در جايگاه اساس و شالوده تمام تفكرات اسلامي، جايگاهي بسيار مرتفع و مهم دارد.
البته اين مطلب، بر اساس آيات و روايات فراوان، آشكارتر خواهد شد؛ چنان كه براي مقدمه مي‌توان به روايت ذيل استناد جست كه در آن، ابومالك از امام سجاد عليه السلام از همة قوانين دين يا به تعبير صريح‌تر، از پايه و اساس تمام تشريعات مي‌پرسد كه: «عن أبي مالك قال : قلت لعلي بن الحسين عليهما السلام: أخبرني بجميع شرايع الدين، قال : قول الحق والحكم بالعدل والوفاء بالعهد».[1]
وامام عليه السلام در پاسخ او مي‌فرمايد: «كلام حق و حكم بر اساس عدل و وفاي به عهد».
البته در اين مقاله، تبيين خواهد شد كه عدل و حق، دو چهره يك حقيقت هستند كه در مصاديق متعددي تبلور دارند.

بقیه در ادامه مطلب.

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط منتظر در چهارشنبه 9 اردیبهشت1388 ساعت 1:15 بعد از ظهر موضوع حکومت مهدوی | لینک ثابت


نشانه هاي ظهور آخرین مصلح

نشانه هاي ظهور آخرین مصلح

 

نشانه هاي ظهور آخرین مصلح

 
نويسنده:ابراهيم شفيعي سروستاني

ظهور مصلح آخرين، حضرت بقية الله الاعظم، ارواحناله الفداء، با حوادث طبيعي، رويدادهاي اجتماعي و تحولات سياسي بسياري همراه است که همه، نشان از آماده شدن جهان براي ورود به عصري جديد و آغاز دوراني سرنوشت ساز از حيات کره خاک دارند.
از مجموع اين حوادث، رويدادها و تحولات که پيش از ظهور و يا همزمان با آن واقع مي شوند تعبير به نشانه ها و يا علايم ظهور مي شود.
البته اين نکته را بايد توجه داشت که همه اين نشانه ها در يک زمان واقع نشده و از نظردوري ويا نزديکي به وقت ظهور با يکديگر تفاوت دارند.
از زمان پيامبر اکرم، صلي الله عليه و آله، که بشارت به ظهور مردي از آل محمد، عليهم السلام، در آخرالزمان داده شد، بيان نشانه هاي ظهور او نيز آغاز شد. امام علي، عليه السلام، بارها در خطبه ها و سخنان خود اصحاب را نسبت به رويدادهاي عصر ظهور آگاهي مي دادند و آن ها را متوجه اين رويداد عظيم مي ساختند. امامان بعدي نيز هر يک به نوبه خود مردم را نسبت به نشانه هاي ظهور هشدار مي دادند.
اکنون ما مواجه با مجموعه اي قابل توجه از روايات و کلمات معصومين، عليهم السلام، هستيم که در هر يک از آنها به گوشه اي از رويداد عظيم ظهور مصلح آخرالزمان اشاره شده و اگر ما آنها را در کنار هم قرار دهيم، مي توانيم به تصويري نسبتا واضح از وضعيت اجتماعي، سياسي، نظامي و حتي طبيعي و جغرافيايي جهان در آستانه ظهور دست يابيم.
بدون شک مطالعه در روايات مربوط به نشانه هاي ظهور در عصر ما - که بيش از هر عصر ديگر التهاب جهاني براي ظهور احساس مي شود - از ضرورتهاي بي چون و چراست و بر شيعيان آل محمد،عليهم السلام، واجب است که با دقت تمام همه نشانه هاي ظهور را مورد توجه قرار دهند، و با تطبيق آنها با وضعيت کنوني جهان، رسالت خويش را بهتر بشناسند.

دسته بندي نشانه هاي ظهور

در کتب و منابع از حوادث و رويدادهاي مختلفي به عنوان نشانه هاي ظهور ياد شده است تا جايي که برخي از صاحبنظران شمار اين حوادث و رويدادها را تا بيش از شصت مورد رسانده اند. (1) با بررسي اين نشانه ها به نظر مي رسد که آن ها به دو اعتبار قابل دسته بندي هستند: (2).
1 - به اعتبار نوع حادثه و رويداد
2 - به اعتبار زمان وقوع حادثه و رويداد
در ديدگاه نخست ملاک دسته بندي اين است که آيا آن حادثه و رويدادي که در روايت ذکر شده از جمله رويدادها و حوادث اجتماعي است يا در زمره وقايع و رخدادهاي طبيعي؟
اما در ديدگاه دوم آن چه ملاک دسته بندي قرار گرفته اين است که آيا حادثه و رويدادي که از آن به عنوان نشانه ظهور ياد شده در فاصله اي نزديک به عصر ظهور امام عصر، عليه السلام، رخ مي دهد، يا در فاصله اي دور از عصر ظهور؟
با تلفيق اين دو دسته بندي مي توان نشانه هاي ظهور را به چهاردسته کلي تقسيم کرد:
بقیه در ادامه مطلب.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط منتظر در سه شنبه 1 اردیبهشت1388 ساعت 12:38 بعد از ظهر موضوع علائم ونشانه های ظهور | لینک ثابت


قواعد و احکام فقهی دولت منتظر

قواعد و احکام فقهی دولت منتظر

قواعد و احکام فقهی دولت منتظر

 

مقدمه

بحثی که در این مقاله دنبال می‌شود راجع به قواعد فقهی ویژه دولت منتظر است. قبل از پرداختن به بحث لازم است این نکته را مورد توجه قرار دهیم که از قدیم‌الایام تا کنون این سؤال بین برخی از متفکران مسلمان وجود داشته است که آیا قبل از ظهور امام عصر(عج) جایز است دولتی تشکیل شود یا خیر؟ حتی برخی این نکته را مطرح کرده‌اند که بر اساس برخی از روایات هر دولتی قبل از قیام قائم تشکیل شود فرومی‌پاشد و با این بحث اصل مطلوبیت شکل‌گیری دولت را نیز زیر سؤال برده‌اند. بایر گفت که با وجود این گونه مباحث بسیاری از عوام متدین رغبتی به مبارزه با ظلم و برهم زدن وضع موجود که جز جور و ستم نبود نشان نمی‌دادند. اما برخلاف این تفکر بسیاری از عالمان شیعه از دیرزمان بر این اعتقاد بوده‌اند که بر اساس فریضه امر به معروف و نهی از منکر باید با ظالم مبارزه کرد و تشکیل حکومت نیز در صورت توان برای اقامه احکام و دستورات اسلام لازم و ضروری است. این فقیهان با عنایت به عمومیت خطاب‌های اجتماعی قرآن معتقدند که مسلمانان در صورت امکان باید به این خطابات عمل کنند و این در حالی است که غالب این‌گونه خطاب‌ها تنها در قالب نظامی مبتنی بر اسلام قابل اجراست. پس می‌توان گفت ابزار عمل به خطابات قرآنی حکومتی مبتنی بر اسلام
می ‌باشد.نظام وحکومتی که بر اساس اصول و معیارهای اسلامی بنا شده باشد و احکام اسلام - از جمله احکام اجتماعی آن - اجرا شود.
در گذشته یکی از دغدغه‌های افراد حتی برخی از متدینین تردید در توان پاسخگویی اسلام به مشکلات حکومت در حوزه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و… بود اما امروزه آشنایی با فقه اسلام و پی بردن به غنای آن در عرصه‌های مختلف این تردیدها را برطرف می‌سازد. چه این که فقه سیاسی اسلام حاوی قواعد و احکامی است و حکومت اسلامی در عصر غیبت می‌تواند با استمداد از آن قواعد و احکام به حوادث واقعه پاسخی درخور ومناسب دهد.
در این راستا این مقاله به دنبال آشنایی مخاطبان با قواعد ویژه دولت منتظر است. قواعدی که با عمل به آن‌ها اهداف دولت جامه عمل پوشانده می‌شود. در این‌جا ابتدا به اختصار اهداف دولت منتظر را شرح داده سپس به توضیح قواعد مورد استفاده آن دولت در دو عرصه داخلی و خارجی می‌پردازیم.
 
بقیه در ادامه مطلب.


 

 

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط منتظر در چهارشنبه 26 فروردین1388 ساعت 8:37 قبل از ظهر موضوع حکومت مهدوی | لینک ثابت


 

عزاداری و انتظار

عزاداری و انتظار


عزاداری و انتظار

نويسنده: احمد شجاعي

اشاره:

موضوع زيارت قبور مطهر و مقدّس معصومين(ع) توسل به آن‌ها و سوگواري در ايّام شهادت‌شان، به ويژه در مورد حضرت مقدّس سيدالشهدا(ع)، از موضوعاتي است كه در فرهنگ اسلامي، جايگاه رفيعي دارد. از ناحيه ذات اقدس الهي در احاديث قدسي و نيز از سوي چهارده معصوم(ع) سفارش زيادي به عزاداري سيدالشهدا(ع) شده است، كه اين مطلب حاكي از نقش عظيم اين امر در احياي دين و زنده نگه داشتن آن است.به عبارت ديگر مي‌توان چنين مجالسي را از مهم‌ترين وسايل صيانت از كيان دين و جامعه اسلامي و نيز بسط روح دين و دينداري دانست.متأسفانه عزاداري‌ها با همة اهميت و جايگاه مهمي كه در فرهنگ اسلامي دارند، در طول زمان دچار آفات، خطرات و انحرافاتي شده است كه نقش اين وسيلة مهم را تا حدودي كم‌ رنگ كرده است.در اين مطلب، نويسنده مي‌كوشد تا بعضي از شرايط ظاهري و باطني عزاداري يك منتظر را ارائه نمايد. باشد كه مورد استفاده قرار گيرد.

وظيفة عزادار در قبال امام زمان(ع)

عزدار حقيقي به خوبي مي‌داند كه سوگواري و برپايي مجالس بزرگداشت براي اهل بيت(ع) فقط قسمت كوچكي از وظايف الهي او نسبت به آنان است بلكه وظيفة بالاتر، توجه به درس‌ها و عبرت‌هاي عاشورا و عمل به آن‌ها است.عمل به تكاليف از جمله درس‌هايي است كه عزادار حقيقي از عاشوراييان فرا گرفته است. او خود را نسبت به امام زمانش مكلف و مسئول مي‌داند.1 عزادار، نيك مي‌داند كه بايد به تنهايي در دادگاه عدل الهي نسبت به رفتار خود با امام زمانش پاسخگو باشد لذا، براي عمل به وظيفه‌اش منتظر هيچ‌كس نمي‌ماند؛ او منتظر سازمان‌ها، نهادها و اشخاص نيست. او خودش به تنهايي براي خارج كردن امام زمان(ع) از تنهايي، غيبت، اضطرار و آوارگي تلاش مي‌كند. او مانند شهداي كربلا كه هرگز به كمي نفراتشان توجه نكردند و هر يك فقط و فقط به فكر انجام وظيفه در قبال امام مظلوم و تنهاييش بود و كاري به نتيجه و تأييد ديگران نداشت، عمل مي‌كند. مانند «عبدالله بن حسن(ع)» كه وقتي ديد عمويش تنها و مجروح به روي زمين افتاده است و دشمن دور او را گرفته، خود را به عمويش رساند و هنگامي كه «ابجربن كعب» شمشيرش را فرود آورد كه امام را بكشد، دست خود را در مقابل شمشير او گرفت تا از امامش دفاع كند و دستش قطع شد و در آغوش عمويش حسين(ع) افتاد تا اين كه «حرمله» او را با تير به شهادت رساند.2عزادار حقيقي يا «منتظر حقيقي» در اين مرحله مي‌داند كه اگر بخواهد رضايت خدا را جلب كند و به هدف خلقت و كمال نهايي و غايي وجودش نايل شود، بايد به اين «تنها موعظه» خداوند متعال در قرآن كريم عمل كند كه فرمود:
قل إنّما أعظكم بواحدةٍ أن تقوموا لله مثني و فرادي.3
اي رسول ما،‌ به امت بگو كه من به يك سخن شما را موعظه مي‌كنم و آن سخن اين است كه شما، خالص دو نفري، و يا به تنهايي براي خدا قيام كنيد.
امام خميني(ره) دربارة‌اين موعظة خداوند چنين مي‌فرمايند:
خداي تعالي در اين كلام شريف، از سر منزل تاريك طبيعت تا منتهاي سير انسانيت را بيان كرده و بهترين موعظه‌هايي است كه خداي عالم از ميانه تمام مواعظ انتخاب فرموده و اين يك كلمه را پيشنهاد بشر فرموده، اين كلمه تنها راه اصلاح دو جهان است. قيام براي خدا است كه ابراهيم خليل الرحمن را به منزل خُلّت رساند و از جلوه‌هاي گوناگون عالم طبيعت رهاند.
خليل آسا در علم اليقين زن
نداي لا اُحبّ الآفلين زن
قيام لله است كه موساي كليم را با يك عصا بر فرعونيان چيره كرد و تمام تخت و تاج آن‌ها را به باد فنا داد. و نيز او را به ميقات محبوب رساند و به مقام صعق و صحرا كشاند. قيام براي خدا است كه خاتم‌النبيّين(ص) را يك تنه بر تمام عادات و عقايد جاهليت غلبه داد و بت‌ها را از خانة خدا بر انداخت و به جاي آن توحيد و تقوا را گذاشت و نيز آن ذات مقدس را به مقام «قاب قوسين او أدني» رساند. خودخواهي و ترك قيام براي خدا ما را به اين روزگار سياه رسانده، همة جهانيان را بر ما چيره كرده، و كشورهاي اسلامي را زير نفوذ ديگران در آورده... موعظت خداي جهان را بخوانيد و يگانه راه اصلاحي را كه پيشنهاد فرموده بپذيريد و ترك نفع شخصي كرده، تا به همة سعادت‌هاي دو جهان نائل شويد و با زندگاني شرافتمندانه دو عالم دست در آغوش شويد.»4
آري، خودخواهي ما و ترك قيام براي خدا است كه ما را به روز سياه غيبت امام زمان(ع) و تنهايي و غربت حضرت كشانده و مستكبران را بر كشوهاي اسلامي حاكم كرده است. همان‌طور كه خود آن حضرت فرمود:
اگر شيعيان نسبت به ما وفادار و هم‌دل بودند، ظهور ما به تأخير نمي‌افتاد5.
راه چاره همان است كه امام خميني(ره) فرمود، يعني موعظة خداي جهان را بخوانيم و يگانه راه اصلاحي را كه پيشنهاد فرموده، بپذيريم و ترك نفع‌هاي شخصي كنيم و با منتقم اصلي حسين(ع) آشتي كنيم، و با وفاداري نسبت به او، براي رفع موانع ظهورش و نبرد با دشمنانش قيام لله كنيم و از اين حالت دنيازدگي و انفعال خارج شويم و با كنار گذاشتن نفع‌هاي شخصي و جيفة گنديدة دنيا، براي ظهورش عملياتي شويم.6.امام خميني(ره) در جاي ديگر مي‌فرمايند: نگوييد تنها هستيم،‌ تنهايي هم بايد قيام بكنيم، اجتماعي هم بايد قيام كنيم، بايد قيام كنيم، با هم بايد قيام كنيم، همه موظفيم به اينكه براي خدا قيام كنيم.7
براي خدا قيام كنيد و از تنهايي و غربت نهراسيد.8
در زيارت عاشورا پس از اعلام برائت از بنيان‌گذاران ظلم به اهل بيت(ع) و نيز كساني كه آن‌ها را از مقامشان كنار زدند و همچنين كساني كه مقدمات جنايات ظالمان را فراهم كردند. نسبت به پيروان و تابعين و دوستان آن‌ها نيز اعلام برائت مي‌شود، يعني از همة كساني كه در طول تاريخ در مصيبت اعظم، به خصوص در غيبت امام زمان(ع) نقش داشته و كار آن‌ها به نحوي مانعي بر سر راه ظهور منجي بشريت بوده است. براي همين است كه بلافاصله خطاب به سيدالشهدا(ع)چنين عرض مي‌كنيم:
اي اباعبدالله، من تا قيامت با كساني كه با شما در سلم و صلح هستند در صلحم و با كساني كه با شما در جنگ هستند، در جنگم.9
به اين ترتيب نظام دوستي و دشمني عزادار حقيقي به طور كامل روشن و مشخص است. او با همة كساني كه شيعه و محبّ اهل بيت(ع) هستند و با آن‌ها دشمني ندارند، در صلح و دوستي است و با همه كساني كه دشمن اهل بيت(ع) و به خصوص امام زمان(ع) هستند، در جنگ است. واين دوستي و دشمني تا قيامت ادامه دارد. اگر دشمنان امام زمان تا قيامت هم حضرت مخالفت و دشمني داشته باشند، عزادار حقيقي هرگز از مبارزه و جهاد عليه آن‌ها خسته و ناتوان نمي‌شود. لذا پس از اعلام جنگ با دشمنان آن‌ها، ابتدا بنيان‌گذاران ظلم بر آن‌ها را مورد لعن قرار مي‌دهيم و پس از اين كار انتقام حسين(ع) را به همراه امام زمان(ع) آرزو مي‌كنيم. چرا كه مبارزه با دشمنان اهل بيت بدون همراهي با امام زمان(ع) فايده ندارد و انتقام از آنان بدون آن حضرت ممكن نيست. بنابراين عنصر جهاد و مبارزه هرگز از زندگي عزادار حقيقي حذف نمي‌شود. او تا وقتي كه با مصيبت اعظم غيبت امام زمان(ع) آن هم در اوج غربت و مظلوميت و تنهايي رو به روست، هرگز آرام و قرار ندارد.او تا لحظه‌ با شكوه ظهور و از بين رفتن اين مصيبت اعظم به مبارزه با دجّال و موانع ظهور ادامه مي‌دهد. و پس از ظهور نيز به جهاد در راه امامش براي انتقام امام حسين(ع) و ساير اهل بيت(ع) ادامه مي‌دهد و رمز اين كه اين مبارزه و جهاد هميشگي و طولاني است،‌ اين است كه قرآن كريم به همة مسلمين دستور داده است كه تا رفع فتنه و حاكميت دين خدا در سراسر جهان به جهاد مقدس خود ادامه دهند:
و قاتلوهم حتّي لا تكون فتنةٌ و يكون الدّين كلّه لله. 10
با كافران جهاد كنيد كه ديگر فتنه‌اي باقي نماند و آيين همه ما در دين خدا باشد.
كدام فتنه و مصيبت براي جامعة انساني بالاتر از غيبت امام زمان(ع) و محروميت جامعة جهاني از رهبر معصوم و متخصص الهي و مظهر خدا است. عزادار حقيقي در اين مقطع حساس و سرنوشت‌ساز با تشخيص وظيفة الهي جهاد، بدون فوت وقت تا رفع اين بزرگ‌ترين فتنه، و تا رسيدن به امام خود و جهاد در ركاب او، به مبارزه مي‌پردازد. او نيك مي‌داند بهترين زمان براي سربازي و خدمت و تقرّب نسبت به امام زمان(ع) زماني كنوني است. نه زمان ظهور كه زمان پيروزي است. چنان كه قرآن كريم مي‌فرمايد:
لا يستوي منكم من أنفق من قبل الفتح و قاتل أولئك أعظم درجةً من الذّين أنفقوا من بعد و قاتلو و كلاً وعدالله الحسني و الله بما تعملون خبيرٌ.11
آن مسلماناني كه پيش از فتح مكه در راه دين انفاق و جهاد كردند با ديگران برابر نيستند آنان درجه‌اي عظيم‌تر دارند، تا كساني كه بعد از فتح انفاق و جهاد كردند. البته خدا به هر دو طايفه وعده احسان داد. و خدا به آنچه مي‌كنيد آگاه است.
قيام و جهاد براي برطرف كردن موانع ظهور ارزش و اهميت بيشتري نسبت به سربازي و جهاد در ركاب آن حضرت را دارد، زيرا قرآن كريم همراهي با امام را قبل از پيروزي با ارزش‌تر و مهم‌تر مي‌داند. بزرگ‌ترين گناه براي عزدار در مرتبه پنجم، تنها گذاشتن امام زمان(ع) است. عزادار كه در اين مرتبه آگاهي زيادي نسبت به درس‌ها و پيام‌هاي عاشورا دارد، به وفاداري و هم‌دلي نسبت به امام زمانش بيشترين توجه و اهتمام را دارد. او از اصحاب عاشورا درس بزرگ وفاداري نسبت به امام زمان خويش را به خوبي آموخته است. وفاداري يعني پاي‌بند بودن به عهد و پيماني كه بسته‌ايم. وفاي به عهد، به خصوص نسبت به امام و رهبر معصوم از بزرگ‌ترين واجبات است و پيمان شكني و بي‌وفايي از بزرگ‌ترين محرمات مي‌باشد. قرآن كريم و روايات معتبر اسلامي مملوّ از توصية اكيد به رعايت عهد و وفاداري و پرهيز از عهد شكني و بي وفايي است. سيدالشهدا(ع) در روز عاشورا دربارة دو گروه دوستان و دشمنان سخن گفت. دوستان خويش را به وفاداري ستود و دشمنانش را به خاطر بي‌وفايي‌شان مورد نكوهش و سرزنش قرار داد. آن حضرت(ع) در مورد دوستان خود فرمودند:
من اصحابي باوفاتر و بهتر از اصحابم نمي‌شناسم. 12
در روز عاشورا وقتي بر بالين «مسلم بن عوسجه» آمد، اين آية شريفه را خواند:
فهمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و ما بدّلوا تبديلاً.13
از مؤمنين مرداني هستند كه با عهد خويش با خدا صادق بودند، برخي‌شان به عهد خود وفا كرده و جان باختند، برخي هم منتظرند و عهد و پيمان را هيچ دگرگون نساختند.
امام(ع) دربارة دشمنان خود نيز چنين فرمودند: «اهل وفا به پيمان نيستند، عهد خويش را شكسته و بيعت مرا از گردن خود كنار نهاده‌ايد. به جانم سوگند، با پدرم، با برادرم و با پسر عمويم مسلم بن عقيل نيز همين كار را كرديد».14
در «زيارت اربعين» خطاب به خود آن حضرت چنين عرض مي‌كنيم:
شهادت مي‌دهم كه تو به عهد خود وفا كردي و تا رسيدن به يقين (شهادت) در راه او جهاد كردي15.

پي نوشت :

٭ برگرفته از: كتاب: عزادار حقيقي، نوشتة محمد شجاعي.
1. يوم ندعوا كلّ اناسٍ بامامهم؛ روزي كه ما هر گروهي از مردم را با پيشوايشان دعوت مي‌كنيم. (سورة اسراء (17)، آية 71)
2. مجلسي، بحارالأنوار، ج 45، ص 53.
3. امام خميني(ره)، صحيفة نور، ج 1، ص 3.
4. سوره سبأ (34)، آيه 46.
5. مجلسي، همان، ج 53، ص 177.
6. براي آشنايي بيشتر با كيفيت عملياتي شدن به بخش چهارم كتاب آشتي با امام زمان(ع) مراجعه شود.
7. امام خميني(ره)، همان، ج 16، ص 201.
8. همان، ج 20، ص 127.
9. زيارت عاشورا؛ يا اباعبدالله سلمّ لمن سالمكم و حربٌ لمن حاربكم الي يوم القيامة
10. سورة انفال (8)، آية 39.
11. سورة حديد (57)، آية 10.
12. موسوعة كلمات الامام الحسين، ص 395؛ فإنّي لا اعلم اصحاباً أوفي و لا خيراً من اصحابي
13. سوره احزاب (33)، آيه 23.
14. موسوعة كلمات الامام الحسين، ص 363.
15. محدث قمي، مفاتيح الجنان، زيارت اربعين. أشهد أنّك وفيت بعهدالله و جاهدت في سبيله حتّي أتيـٰك اليقين.

منبع: ماهنامه موعود شماره 72


 

نوشته شده توسط منتظر در سه شنبه 25 فروردین1388 ساعت 6:10 بعد از ظهر موضوع مهدویت از دیدگاه ... | لینک ثابت